اخبار تهران اخبار تهران .

اخبار تهران

معرفي بهترين بستني فروشي هاي تهران - بخش دوم

در بخش قبلي اين سري پست‌ها، سه تا از بهترين بستني فروشي هاي تهران را به شما معرفي كرديم. حالا اين شما و اين بخش دوم كه در آن چهار بستني فروشي ديگر تهران را معرفي مي‌كنيم.

بستني فروشي منصور؛ عطر و طعم واقعي ذائقه ايراني

منصور از قديمي‌ترين، مشهورترين و بهترين بستني‌ فروشي‌هاي تهران محسوب مي‌شود كه كيفيت بالا و طعم خوب بستني سنتي متفاوت و فالوده‌ تازه و معطر به گلاب و عرق بيدمشك‌اش، در ميان  مردمان پايتخت زبانزد خاص و عام است. حتي برخي بر اين عقيده‌اند كه نظير بستني سنتي منصور با خامه سنتي دست‌ساز خوشمزه‌اش را در هيچ كجاي تهران نخواهيد يافت.


اين بستني فروشي قديمي و معروف پايتخت، در فضايي كوچك اما تميز و سنتي و با دكوري ساده،‌ گوي سبقت را از بسياري از رقباي مدرن خود با وجود محيط شيك و خوراكي‌‌هاي جديد و متنوع‌‌شان ربوده و همچنان يكي از موفق‌ترين‌‌هاي اين حرفه در سطح شهر است كه نوستالژي شيريني براي بسياري از اهالي پايتخت دارد.  

علاوه بر كيفيت و شهرت، قيمت متعادل و نسبتا ارزان بستني‌هاي سنتي و ميوه‌اي و فالوده منصور نيز مزيد بر علت شده تا مشتريان انتظار در صف‌هاي طولاني را به جان بخرند تا دقايقي را در لذتي شيرين و خنك بگذرانند. اين بستني فروشي جايي براي نشستن داخل مغازه ندارد؛ ولي نيمكت‌هايي كه در اطراف منصور قرار گرفته، فرصتي براي نشستن و نوش‌جان كردن در اختيار مشتريان مي‌گذارد.

البته منصور علاوه بر سرو بستني و فالوده در بستني‌ فروشي، ظرف‌هاي يك‌بار مصرف بزرگي از محصولاتش آماده كرده تا اگر تمايل به نشستن و صرف بستني در محيط اطراف مغازه را نداريد،‌ با خود به منزل ببريد و با خيالي آسوده‌تر ميل كنيد.

 

 علاوه بر بستني سنتي كه از لحاظ شكل ظاهري و طعم،‌ متفاوت‌ از ديگر بستني‌هاي تهران است،‌ اسكوپ‌هاي ميوه‌اي با طعم‌هاي مختلف و لذيذ را نيز در بستني فروشي منصور خواهيد يافت كه امتحانش خالي از لطف نيست. بستني منصور از ساعت ۹ صبح تا دو بعدازظهر و از ساعت چهار عصر تا ۱۲ شب، پذيراي مشتريان خود است؛ البته اگر در ساعات انتهايي روز، هوس يك بستني يا فالوده فرد اعلاي ايراني كرديد، ازدحام و شلوغي اين مكان را نيز بايد تحمل كنيد.‌

  • آدرس بستني فروشي منصور: ونك، خيابان ملاصدرا، بعد از چهارراه شيراز، پلاك ۹۳ (مشاهده روي نقشه)

بستني بابا رحيم؛ بستني و معجون كلاسيك منحصربه‌فرد

بابا رحيم از قديمي‌ترين و خوشنام‌ترين بستني فروشي‌ها در غرب تهران به حساب مي‌آيد كه عمده شهرتش را در همه اين سال‌ها، از معجون‌هاي گردويي نوستالژيك و شير پسته‌هاي خوشمزه‌‌اش دارد. بستني بابا رحيم، نامش را وامدار موسس آن مرحوم «حاج رحيم جمالخاني» معروف به «بابا رحيم» است و در حدود يك قرن تلاش كرده تا سنت تهيه بستني‌هاي مرغوب در ايران را زنده نگه دارد.

همت سه نسل از اين خانواده، هنوز اين اسم را براي بسياري از اهالي پايتخت،‌ شيرين،‌ نوستالژيك و خواستني جلوه داده و همچنان نام بابا رحيم براي تهراني‌ها، به معجون‌هاي خاص گره خورده، هرچند اين بستني‌ فروشي در سال‌هاي اخير، تنوع محصولات خود را ارتقا داده است.

در واقع خاص‌ترين و بارزترين محصول بابا رحيم را،‌ همان معجون يا بستني آناناسي موزي آن مي‌دانند كه با مرغوب‌ترين مواد اوليه تهيه مي‌شود و مورد تاييد همه مشتريان اين فروشگاه است. تركيب آشناي بستني،‌ موز، گردو و پسته براي علاقه‌مندان به اين نوع خوراكي،‌ طعمي به خوشمزگي دوران كودكي را تداعي مي‌كند و البته چنان سنگين در نظر گرفته مي‌شود كه گاه به‌عنوان يك وعده غذايي كامل از آن ياد مي‌كنند. بابا رحيم به‌جز معجون‌هاي پرطرفدارش، آب‌ميوه‌هاي تازه، فالوده‌هاي خوشمزه و بستني‌هاي ميوه‌اي در طعم‌هاي مختلف را نيز با رعايت اصل سنتي بودنشان، به مشتريان عرضه مي‌كند.

آدرس شعبات بستني بابا رحيم:

  • شعبه اول: ميدان توحيد، خيابان ستارخان، نرسيده به خيابان باقرخان، نبش كوچه شادي، پلاك ۱۰۵ (مشاهده روي نقشه)

  • شعبه دوم: خيابان نواب شمالي، بالاتر از ميدان جمهوري، نرسيده به خيابان اروميه، پلاك ۶۰۵

بستني سال سال ؛ سلف سرويس به صرف ماست بستني

سال‌ها پيش ماست بستني ميوه‌اي براي اولين بار در خيابان شريعتي تهران با كيفيتي خوب عرضه مي‌شد كه دوام چنداني نياورد. بستني سال سال را مي‌توان دومين تجربه اين نوع خاص بستني در ايران دانست كه برندي جديد و ابتكاري از شركت آيس پك ايرانيان معرفي شده و ابتدا در كرج و بعد در تهران،‌ محصولي با عنوان «فروزن يوگرت» يا ماست بستني  را به مشتريان ارائه مي‌كند.

بستني ماستي را به‌دليل چربي كمتر،‌ حجم سبك‌تر و هضم آسان‌تر و نيز افزايش جذب كلسيم و ويتامين‌هاي مورد نياز بدن، در زمره سالم‌ترين خوراكي‌هاي موجود تعريف مي‌كنند. هدف سال سال نيز از توليد و توزيع اين نوع متفاوت از بستني‌هاي مدرن، سلامتي،‌ دريافت كالري كمتر و تناسب بدني عنوان شده و شيوه ارائه اين خوراكي را نيز متفاوت از ساير رقبا در نظر گرفته است.

پس از ورود به اين فروشگاه،‌ به‌صورت سلف سرويس،‌ ظرفي را برداشته و از طريق دستگاه (مشابه دستگاه ساخت بستني قيفي) تا جايي كه تمايل داريد از طعم‌هاي موجود،‌ پر از ماست مي‌كنيد و با ميوه، شكلات، ژله و تنقلات و مواد خوراكي تزئيني آراسته و به فروشنده مي‌دهيد تا وزن كند و قيمت را پرداخت كنيد.

 

 امتياز جالب توجه سال سال در ميان بهترين بستني‌ فروشي‌هاي تهران، در همين دو نكته خلاصه مي‌شود: ماست بستني متفاوت و سالم و عرضه سلف سرويس؛ نكاتي كه باعث شده حجم و مقدار بستني توسط مشتري تعيين شود و همين امر، محبوبيت بسياري براي اين برند جوان در پايتخت ايجاد كرده است.

سال سال به‌عنوان اولين سلف سرويس ماست بستني در ايران، محيط مناسب و دلپذيري براي نشستن و صرف بستني دارد و قيمت محصولاتش را نيز بايد متوسط رو به بالا در نظر گرفت. منوي سال سال علاوه بر ماست بستني شامل انواع كوكتل، نوشيدني‌هاي سرد، شير ميوه، اسموتي، آب ميوه طبيعي، فروزن فروت و ... نيز مي‌شود.

آدرس دو شعبه از بستني سال سال در تهران:

  •  شعبه پاسداران: خيابان پاسداران، بين دشتستان هفتم و هشتم

  • شعبه سعادت آباد: سعادت آباد، بالاتر از ميدان كاج، بين خيابان ۴ و ۶، پلاك ۱۴۱

بستني ايتاليايي سن ماركو؛ طعم واقعي و متنوع بستني ايتاليايي

بهترين نوع غذاها و دسرهاي ملل را بايد در ميان كساني جستجو كرد كه از مركز اين خوردني‌ها مي‌آيند و همه فوت و فن كار را به‌خوبي ياد گرفته‌اند. سن ماركو يكي از همين مكان‌هاي خاص است كه مالك آن بستني‌سازي را در ايتاليا آموخته و همه دانسته‌هايش را به ايران آورده تا به‌عنوان يكي از بهترين بستني‌ فروشي‌هاي تهران خود را مطرح كند.


اين بستني فروشي كوچك اكنون آن‌قدر طرفدار پيدا كرده كه در اغلب اوقات،‌ با صف طويلي از مشتاقان بستني ايتاليايي مرغوبي مواجه است كه روزانه با مواد طبيعي و فاقد اسانس تهيه مي‌شود. شايد هربار با طعم جديدي در اين بستني‌فروشي معروف پايتخت روبه‌رو شويد؛ اما طعم‌هاي كارامل و بادام زميني، كيندر، موهيتو،‌ عسل و ليمو، دوناتلا، شكلات دبل، پنيري، سن ماركو و بستني‌هاي آجيلي (پسته، فندق، گردو، بادام زميني، بادام) از جمله بستني‌هاي خاص اين مكان است كه باب طبع بسياري از سليقه‌ها قرار مي‌گيرد.

طعم واقعي اين بستني‌هاي خوشمزه، قطعا يكي از مولفه‌هاي موفقيت سن ماركو در ميان مردمان پايتخت به شمار مي‌آيد. تنوع بالا و كيفيت خوب اين بستني‌ها هم از ديگر عوامل محبوبيت سن ماركو است و البته رفتار محترمانه كاركنان اين بستني‌فروشي را نمي‌توان از آن مستثني كرد. 

در سن ماركو، قبل از سفارش مي‌توانيد براي اطمينان از انتخاب خود،‌ طعم بستني دلخواه را تست كرده و بعد سفارش خود را قطعي كنيد. قيمت هر اسكوپ از بستني‌هاي ايتاليايي سن ماركو با توجه به كيفيت خوب آن به نسبت كمي بالا است؛ اما ارزش امتحان كردن دارد. اين مكان از معدود بستني‌فروشي‌هاي تهران است كه جاي نشستن (به تعداد بسيار محدود) دارد؛ ولي مي‌توانيد از نوش‌جان كردن بستني دلخواه‌تان در پارك زيباي قيطريه كه رو‌به‌روي آن قرار گرفته، نهايت لذت را ببريد.

آدرس بستني سن ماركو: بلوار ۳۵ متري قيطريه، جنب كوچه شب‌تاب، رو‌به‌روي پارك قيطريه پلاك ۹۳ (مشاهده روي نقشه)


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ خرداد ۱۴۰۱ساعت: ۱۰:۴۱:۲۱ توسط:علي موضوع:

معرفي بهترين بستني فروشي هاي تهران - بخش اول

تهران پر از بستني فروشي هايي است كه هر كدام ويژگي خاص خودش را دارد و ديگر هم به بستني سنتي و فالوده محدود نمي‌شود. مثلا بستني هاي ايتاليايي يا معجون اين روزها طرفداران زيادي پيدا كرده است. براي همين در اين مجموعه پست‌ها كه الان مي‌توانيد بخش اولش را بخوانيد، به سراغ ده تا از بهترين بستني فروشي هاي تهران رفته‌ايم. 

امروزه كه در كنار كيفيت بالا، تنوع حرف اول را در صنعت بستني‌سازي مي‌زند، هنوز توليدكنندگان قديمي وجود دارند كه با همان سبك و سياق گذشته و كيفيتي اصيل و تمام‌نشدني، دائقه ايراني را جذب هنر و تجربه خود مي‌كنند. در اين ميان جوان‌ترها نيز با آموخته‌هايي كه بعضا از آن سوي آب‌ها با خود آورده‌اند، تجربه‌هاي شگفت‌انگيزي از بستني‌هاي خوش‌طعم، متنوع و متفاوت را پيش روي مشتريان خود مي‌گذارند. با اين وجود، شايد هنوز پايتخت را به بستني اكبر مشتي‌ دوست‌داشتني و نوستالژيك‌ بشناسند؛ اما تعداد بهترين بستني‌فروشي‌هاي تهران را ديگر نمي‌توان درست تخمين زد. 

بستني اكبر مشتي؛ اولين و قديمي ترين بستني فروشي تهران

 

بيش از يك قرن پيش از اين، مرد جوان ملايري با نام «اكبر جعفري ملايري» به سوداي پيدا كردن كسب و كار آبرومندانه و يك زندگي بهتر، به تهران آمد. براي امرار معاش مشاغل بسياري را آزمود و مدتي را نيز از تهران قند و شكر و چاي به شهرهاي شمالي مي‌برد و در راه برگشت از آنجا هيزم و زغال به تهران مي‌آورد و مي‌فروخت تا گذران زندگي كند. 


۲۰ ساله بود كه با «ممد ريش» آشنا شده و به كمك او كه با درباريان مظفرالدين شاه قاجار ارتباط داشت،‌ به آشپزخانه دربار راه پيدا كرده و در اين مكان با يك خوردني به نام بستني آشنا مي‌شود. در زمان به قدرت رسيدن رضاشاه كه همه خدمه دربار قاجار از كار اخراج مي‌شوند، اكبر ملايري معروف به اكبر مشتي يا مشدي نيز ظاهرا يكي از آن‌ها بود كه به فكر كسب و كار تازه افتاد. «محمد ملايري» يا همان «امير مشتي» كه تنها وارث اكبر مشتي‌ است دراين‌باره مي‌گويد:

اكبر جعفري نام شناسنامه‌اي اكبر مشتي است. رفاقت او با محمد ريش، مسير زندگي‌اش را تغيير داد. محمد ريش با آشپزي كه از زمان قاجار در دربار كار مي‌كرد و بستني زدن را در فرانسه ياد گرفته بود، رابطه دوستانه داشت. وقتي در سال۱۳۱۷ آشپز را از دربار بيرون مي‌كنند، به محله آب‌منگل مي‌آيد و همان موقع‌ها بستني‌سازي‌ را به محمد ريش و اكبر مشتي ياد مي‌دهد. مثلا ثعلب‌زدن به بستني را كه يك‌جورهايي ضديخ بستني است، همان آشپز سابق دربار به آن‌ها ياد داد.

سال ۱۳۱۸ و قبل از باز كردن مغازه بستني‌فروشي، سر كوچه آب‌منگل بستني‌فروشي مي‌كرد. خودش مي‌گفت، بستني‌فروشي نوعي دوره‌گردي بود و ما آن را به شغل ثابت بدل كرديم. اكبر مشتي كاري كرد كه مشتري از همه جاي تهران براي بستني‌خوردن به مغازه‌اش در خيابان ري بيايد.

اكبر مشتي رسم جار زدن بستني‌فروش‌ها در كوچه و خيابان را عوض كرد. او شعر معروفي داشت كه مي‌گفت «خامه داره بستني، نوبر بهاره بستني». اين شعر را زماني براي مردم مي‌خواند كه سر كوچه آب‌منگل كنار بشكه بستني مي‌ايستاد.

اكبر مشتي و ممد ريش،‌ با شراكت يكديگر،‌ اولين مغازه بستني فروشي ايران را در سال ۱۳۲۰ خورشيدي در خيابان ري تهران، تاسيس مي‌كنند

سال ۱۳۲۰ خورشيدي بود كه  اكبر با سرمايه اندكي كه جمع كرد و با شراكت ممد ريش و مساعدت مالي برادرش «شعبان ملايري»، اولين مغازه بستني فروشي ايران و تهران را در خيابان ري نبش خيابان اديب الممالك افتتاح مي‌كند. دو سال پس از تاسيس اين مكان بي‌رقيب كه نزد پايتخت‌نشينان محبوبيت بسياري نيز داشت، ممد ريش از كار و شراكت انصراف داد؛ اما اكبر با اراده‌اي بيشتر، تصميم به ادامه راه گرفت.

پس از جدايي از استاد،‌ اكبر مشتي مصمم شد كه بستني متفاوت از نوع فرنگي‌اش به مردم عرضه كند. چنانچه ميراث دار اكبر مي‌گويد، او بر اين اعتقاد بود كه بستني‌هاي ايراني بايد با بستني هاي خارجي فرق داشته باشد؛ چراكه ايرانيان دوست دارند خامه، گلاب و زعفران بيش از ساير تركيبات در بستني‌هايشان وجود داشته باشد:

بستني ايراني كه اكبر مشتي درست كرد با نوع خارجي آن كاملا متفاوت بود. ايرانيان سرشير، گلاب و زعفران را بيشتر مي‌پسنديدند. اكبر مشتي از برخي گياهان به‌جاي افزودني‌هاي غذايي استفاده كرد. اين خامه خشكي كه امروزه در بستني مي‌بينيد، ابتكار اكبر مشتي است. فكر مي‌كنم عشق و صداقتي كه در كارش داشت، نامش را جاودانه كرده است.

 او زمستان‌ها در كوه‌هاي اطراف تهران به‌دنبال تهيه يخ بود. آن وقت‌ها يخچال نبود و مردم از يخچال طبيعي استفاده مي‌كردند. اكبرآقا يخ را در گودال‌هايي به عمق ۵۰ تا ۶۰ متر براي تابستان انبار مي‌كرد تا بستني درجه يك دست مردم بدهد.

درباريان، سفرا و مردم عادي مشتريان اكبر مشتي بودند. وقتي تهران دو ميليون نفر جمعيت داشت، روزي دو تن بستني مي‌فروخت. يعني بستني را كيلويي پنج ريال مي‌فروخت و من كه پاي دخل مي‌ايستادم، روزي ۱۱ تا ۱۲ هزار تومان تحويل مي‌دادم.

شهرت اكبر مشتي روز‌به‌روز بيشتر و بيشتر شد؛ تا جايي‌كه رجال مملكتي و سفراي خارجي مقيم تهران نيز به جمع مشتريان ثابت و وفادار او پيوستند. نقل است كه شهرتش چنان در شهر پيچيده بود كه او هر سال و در سالگرد مشروطه، مغازه را تعطيل مي‌كرد و انبوه بستني‌هايش راهي مجلس مي‌شد. زماني نيز فخرالدوله، مادر دكتر علي اميني كه نخست‌وزير وقت در ابتداي دهه ۴۰ خورشيدي بود، از اكبر خواست تا با هزينه شخصي وي به فرانسه سفر كرده و براي مهمانان خارجي‌اش،‌ بستني مخصوص خود را سرو كند. در خاطرات محمد ملايري آمده:

همه رجال سياسي از صدر تا ذيل، مشتري اكبر مشتي بودند. از اهالي معمولي شميران گرفته تا رجال سياسي درجه يك، شب جمعه‌ها به زيارت شاه عبدالعظيم مي‌رفتند و در راه برگشت طعم بستني‌هاي ما را مي‌چشيدند.

مشتري خاص ما فخرالدوله، دختر محمدعلي شاه و مادر دكتر اميني بود. سال ۱۳۴۲ كه دكتر اميني نخست‌وزير بود، در روز ۱۴ مرداد و سالگرد مشروطه، حدود ۲۰ عدد فلاسك عقاب‌نشان مي‌آوردند و ۵۰ كيلو بستني اكبر مشتي را از ايران به فرانسه مي‌بردند تا در جشني كه به همين مناسبت در سفارت ايران برپا مي‌شد، از مردم پذيرايي كنند. اين‌گونه بود كه شهرت بستني اكبر مشتي از مرزهاي ايران فراتر رفت.

 اكبر مشتي حدود ۹۰ سال زيست و بيش از ۷۰ سال از عمرش را صرف بستني‌ فروشي كرد. زماني‌ كه بر اثر عارضه كليوي در ۹۲ يا ۹۷ سالگي دار فاني را وداع گفت، آن‌قدر به شهرت رسيده بود كه خبر درگذشتش را در رزونامه‌هاي عراق و پاكستان نيز انعكاس دادند و حتي يكي از ديپلمات‌هاي پاكستاني، مقاله‌اي را براي بزرگداشت اكبر مشتي در روزنامه به چاپ رساند.

درست است كه ممد ريش بود كه فوت و فن بستني‌سازي را به اكبر ياد داد؛ اما حال و پس از گذشت سال‌ها، نام اكبر مشتي است كه به‌عنوان نخستين بستني‌فروش تهران ثبت شده و هنوز محبوب‌ترين بستني پايتخت در انحصار نام او است. 

مي‌گويند هيچ برندي در ايران و شايد خارج از مرزهاي كشور، به‌اندازه اكبر مشتي شعبه فيك و جعلي ندارد و با وجودي‌كه از سال‌ها پيش از اين تاكيد داشتند كه «اكبر مشتي شعبه ديگري ندارد»، نه‌تنها در تهران كه در بسياري از كشورهاي ديگر جهان نيز دست‌كم يك بستني‌فروشي به نام اكبر مشتي به چشم مي‌خورد.

بستني فروشي اكبر، مدتي پس از مرگش توسط كارگر قديمي مغازه اداره مي‌شد و بعد از مشكلات زندگي و از‌كارافتادگي او، بستني فروشي خيابان ري نيز بلاتكليف ماند و در نهايت در سال ۱۳۶۶ تعطيل شد. حدود سال ۱۳۷۵ خورشيدي، محمد ملايري كه ميراث‌دار اكبر بود، بعد از بازنشستگي مغازه‌اي را در حوالي ميدان تجريش خريد و شعبه اصلي اكبر مشتي را دوباره راه‌اندازي كرد.

بستني فروشي كه براي حفظ مشتري نه نياز به بزرگ كردن مساحت مغازه دارد و نه تبليغات گسترده‌اي، مردم هنوز هم براي خريد بستني اكبر مشتي، ساعت‌ها در صف‌هاي طولاني مي‌ايستند و خود را به لذتي ناب از جنس خامه و طعم گلاب و زعفران مهمان مي‌كنند.

  • آدرس بستني اكبر مشتي: تجريش، خيابان شهرداري، نرسيده به خيابان ناهيد، جنب سينما آستارا (مشاهده روي نقشه

 

بستني شاد؛ يك اسكوپ شادي لذيذ 

 

شركت لبنيات و بستني شاد عباس آباد، فعاليت خود را با توليد بستني، از سال ۱۳۶۱ خورشيدي و در فروشگاهي واقع در چهارراه ولي‌عصر تهران آغاز كرد. پس از گذشت چند سال و موفقيت در توليد محصول با كيفيت و روند رو به رشد تقاضا از سوي فروشگاه‌‌هاي مختلف، تصميم به گسترش فضا و افزايش ظرفيت توليد گرفت.


افزايش فروش محصولات شاد در سال ۱۳۶۸، مديران اين شركت را به فكر ارتقا كيفيت و تامين مكاني مناسب‌تر و كاملا صنعتي جهت عرضه محصولات توليدي بيشتر انداخت. كارخانه شاد در سال ۱۳۷۲ خورشيدي در شهرك صنعتي عباس آباد خريداري و از سال ۱۳۷۶ كار خود را آغاز كرد.

اكنون توليدات شاد با محوريت بستني و تمركز بر خلق طعم‌هاي تازه و متنوع كه از عدد ۸۶ تجاوز كرده، به‌سمت محصولات لبني ديگر چون شير، ماست، دوغ و خامه نيز گسترش يافته و با افتتاح شعبه‌هاي مختلف در سراسر كشور،‌ به يكي از موفق‌ترين توليدي‌هاي بستني و فرآورده‌هاي لبني پايتخت تبديل شده است.

بستني شاد با وجود صنعتي بودن، از بسياري از رقباي قديمي و سنتي خود پيشي گرفته و به زعم برخي عنوان «غول بستني تهران» را يدك مي‌كشد. كيفيت بالاي مواد اوليه، استفاده از شير تازه، خلاقيت و تنوع بسيار بالاي بستني‌ها از لحاظ طعم (بيش از ۸۶ طعم) از جمله مواردي هستند كه بستني شاد را نسبت به ساير بستني‌فروشي‌هاي تهران متمايز مي‌كند. 

شاد را علاوه بر بستني ليتري، به بستني‌هاي اسكوپي لذيذ و متنوعي مي‌شناسند كه در پنج گروه ميوه‌اي، ايتاليايي، مغزدار، سنتي و كيك‌دار توليد و عرضه مي‌شود. با وجود تعدد شعبات بستني شاد در كشور، هنوز و همچنان، شعبه اصلي و سنتي آن واقع در چهارراه وليعصر تهران، معروف‌ترين شعبه اين بستني فروشي زنجيره‌اي است كه با همان رونق روزهاي اوج، به فعاليت خود و شيرين كردن كام مشتريان پر و پاقرصش ادامه مي‌دهد.

آدرس شعبات بستني شاد در تهران:

  • شعبه اصلي: خيابان وليعصر، بالاتر از چهارراه وليعصر، رو‌به‌روي بازار كامپيوتر رضا (مشاهده روي نقشه)

  • شعبه ۲: چهارراه سبلان، خيابان مدني جنوبي، خيابان شهيد رضا رجبي، پلاك ۱۲۴ (مشاهده روي نقشه)

  • شعبه ۳: خيابان پيروزي، ابتداي خيابان پرستار شمالي (مشاهده روي نقشه)

  • شعبه۴: تهرانپارس، خيابان اميري طائمه، بين فلكه اول و خيابان كيخسروي

بستني نعمت؛ اولين سوپر بستني زنجيره‌اي در كشور

بستني نعمت از ديگر بستني ‌فروشي‌هاي معروف تهران به شمار مي‌آيد كه اكنون در سراسر كشور به نامي آشنا در صنعت بستني تبديل شده و عامه مردم را به خود جذب كرده است. بستني نعمت كار خود را در سال ۱۳۷۷ خورشيدي و در خيابان شريعتي تهران، با نام تجاري ملك آغاز كرد. بعد از گذشت هشت سال، مالكان اين بستني فروشي كه اين حرفه شيرين را از پدر به ارث برده بودند، تصميم گرفتند براي زنده نگه داشتن نام ايشان،‌ عنوان كسب و كار خود را به «نعمت» تغيير دهند.


۱۰ سال پس از تاسيس اولين بستني‌فروشي در تهران يعني در سال ۱۳۸۷، بستني نعمت در كرج كار پيشين خود را از سر گرفت و با استقبال بي‌نظيري كه از سوي مشتريان روبه‌رو شد، شعبه دوم را در گوهردشت افتتاح كرد. آوازه طعم و كيفيت بستني نعمت خيلي زود به شهرهاي ديگر نيز رسيد و مديران را بر آن داشت تا جهت ارتقاي اين كيفيت و كميت، واحد توليد جديد خود را در شهر صنعتي نظرآباد كرج تاسيس كنند.

با احداث كارخانه، شعبات متععدي از اين بستني خوش‌آوازه، يكي پس از ديگري در اقصي نقاط كشور و البته كشورهاي همسايه، تاسيس و بستني نعمت را وارد بازار فروش زنجيره‌اي كرد. حال نعمت بيش از ۱۱۸ شعبه فعال دارد كه بيش از ۳۰ شعبه آن، داخل شهر تهران وجود داشته و همچنان در حال ارتقا است.

محبوبيت و موفقيت شعبات بستني نعمت بر دو ركن اصلي و اصيل و كلاسيك در ميان علاقه‌مندان بستني ايراني استوار شده و آن، بستني سنتي زعفراني و بستني فالوده شيرازي است. نعمت توانسته با حفظ كيفيت برتر، حجم خوب محصولات و قيمت مناسب در عين حفظ اصالت طعم كلاسيك بستني‌هاي ايراني، با نوآوري‌هاي خود، رضايت روز افزون مشتريان را به دست آورد. نعمت علاوه بر بستني‌هاي سنتي و ميوه‌اي،‌ آب‌ميوه‌هاي طبيعي خوبي نيز براي عرضه دارد.

آدرس برخي از شعبات بستني نعمت در تهران:

  • شعبه بلوار ابوذر: خيابان پيروزي، بلوار ابوذر، پل پنجم 

  • شعبه كارون: ميدان آزادي، خيابان كارون، نبش خيابان امام خميني

  • شعبه اكباتان: اكباتان، فاز ۳، نبش مجتمع تجاري

  • شعبه هفت حوض: هفت حوض، گلبرگ شرقي، نبش مدائن

  • شعبه صادقيه: صادقيه، فلكه اول، خيابان شهيد رحيمي، پلاك ۱۲

  • شعبه پونك: اشرفي اصفهاني، ميدان پونك، خيابان ميرزا بابايي، تقاطع سردار جنگل

  • شعبه شهران: شهران، بين فلكه دوم و سوم، رو‌به‌روي نيروگاه، جنب مجتمع پزشكان، پلاك ۱۹۲ 

  • شعبه مشيريه: شهرك مشيريه، ۳۰ متري صالحي، نبش كوچه ۱۰

  • شعبه جنت آباد شمالي: جنت آباد شمالي، بعد از چهارراه ايرانپارس

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ خرداد ۱۴۰۱ساعت: ۱۰:۳۴:۲۹ توسط:علي موضوع:

تاريخچه تهران - بخش سوم

در سومين و آخرين پست از سري پست‌هاي تاريخچه تهران، به سراغ تهران عهد مظفري مي‌رويم و مي‌بينيم اين شهر چه اتفاقاتي را از سر گذرانده است.

تهران عهد مظفري 

وقتي تلگراف رمز ترور ناصر الدين شاه به تبريز رسيد و مظفرالدين ميرزا وليعهد آشفته حال و پريشان، پيام تسليت و تبريك سلطنت صدر اعظم پدرش را خواند ۴۵ ساله بود . وليعهدي او چهل سال طول كشيد و جان درباريان تبريز از عمر طولاني شاه به سر آمده بود . روياي شاه شدن وليعهد، رفتن به تهران و قبضه كردن تمامي مقامات مهم مملكتي خواب طلايي اين دور ماندگان از قدرت بود. وقتي مظفر الدين ميرزا به سلطنت رسيد خزانه تهي بود ولي دولت مقروض هم نبود. ولي شاه جديد در سلطنت و حكومت جربزه پدرش را نداشت و درباريان از او واهمه نداشتند و به همين جهت رجال جديد كشور كه اطرافيان او بودند و پس از چهل سال محروميت به تهران آمده بودند دست در خزانه مملكت بردند و حيف و ميل ها كردند و چون خزانه تهي شد و از خارجيان وام گرفتند و تمامي آن قرض ها با بهره هاي سنگين و شرايط استقلال بر باد ده ، صرف سفرهاي فرنگ و هوا و هوس اطرافيان شاه شد ، پس جاي تعجب نيست كه در دوران مظفر الدين شاه در عمران و آباداني پايتخت اثري نبينيم . او تنها بنائي كه ايجاد كرد و در خور اهميت بود، قصر فرح آباد بود كه خودش ساخت و آباد كرد و نامش را هم انتخاب كرد .

روي هم رفته در دوره ده ساله سلطنت مظفر الدين شاه براي عمراني و آباداني پايتخت كار مهمي انجام نشد و اقدامات دولت منحصر به رفع مشكلات شهر از قبيل :‌ لايروبي قناتها و حل معضلات پيش آمده بود و از اين مرحله فراتر نمي رفت و اگر رجالي چون معير الممالك در محدوده املاك خود دست به آباداني هاي استثنايي مي زدند و انواع تخم گياهان و ميوه هاي فرنگستان را در تهران بعمل مي آوردند و باغي چون بهشت مي ساختند ، چون در محدوده املاك خودشان بود و مورد استفاده عموم نبود ، اين قبيل اقدامات شخصي را در عمران و آباداني شهر نميتوان تلقي كرد، در دوره اين پادشاه چشم و گوش مردم باز شد، ارتباط با فرنگستان بيشتر شد، روزنامه هاي بيشتري انتشار يافتند، پيشرفت معارف و مدارس جديد از حرف به مرحله عمل در آمد، اتومبيل و تلفن معمولي شد و در علم سياست هم رقابت روس و انگليس تا حد روياروئي نظامي به اوج خود رسيد و انگستان كه خود را در برابر روسها بازنده ميديد، به نفع مشروطه خواهان، مشروطه خواه شد و همين، امتيازات لازم را از رقيب سياسي خود گرفت .اين دو قدرت بزرگ طبق قراردادي كه به قرارداد ۱۹۰۷ مشهور شد، ايران را بين خود تقسيم كردند، شمال از آن روس و جنوب از آن انگليس، يك منطقه آزاد هم كه بيشترش كوير بود و حائلي بود بين دو منطقه نفوذ ، به ظاهر مستقل و در اختيار دولت ايران.

در شرايطي كه دو دولت استعماري با هم ساخته بودند و در شرايطي كه دولت ايران زير بار قرض هاي سنگين كمر شكن رفته بود صحبت از عمران و آباداني معنائي نداشت و اگر پاره اي از رجال وطن دوست، علاقه به اين كار داشتند، پولي در بساط نبود كه صرف عمران و آباداني شود، اين بود كه آنچه ناصر الدين شاه در طول سلطنت پنجاه ساله خود ساخته بود به دليل عدم مراقبت در حال خرابي و ويراني بود. دوره دو ساله سلطنت محمد علي شاه هم كه سراسر جنگ و شورش و خونريزي بود خزانه كشور را آن قدر تهي كرده بود كه آبدار باشي دربار هم به خاطر عقب افتادن مواجبش قهر ميكرد و مي رفت و شاه بي شام و ناهار مي ماند . در چنين گير و داري هم طبيعي است كه كسي به فكر آباداني نباشد . در پايان سال ۱۳۲۷ هجري قمري وقتي محمد علي شاه خلع و تبعيد شد و دولت انقلابي مشروطه بر سر كار آمد، اختلاف بين سران مشروطيت و دو دسته شدن مجلسيان و ناامني و گراني و هزار گرفتاري ناشي از انقلاب، امكان اين كه يك قدم كوچك در راه عمراني و آباداني پايتخت برداشته شود نمي داد . همين كه احمد شاه به سن بلوغ رسيد، چند روزي از تاجگذاريش نگذشته، در حالي كه در و ديوار پايتخت غرق در آذين بود و جشن هاي تاجگذاري هنوز به پايان نرسيده بود، جنگ جهاني اول آغاز شد . ايران اعلام بي طرفي كرد، اما گوش جهانخواران به اين حرف ها بدهكار نبود . ملتي كه ضعيف باشد و قدرت دفاعي نداشته باشد، حق بي طرف ماندن را هم ندارد. در اين ايام جنگ و قحطي سراسر ايران را فرا گرفت و چه بسا پدرها كه فرزندانشان، از گرسنگي پيش روي آنان جان مي دادند .

باري، جنگ، قحطي، مرگ، بيماري هاي خانمان بر انداز نه اينكه در ايام جنگ بلكه سال ها بعد از آن نيز اجازه نمي داد كه فكر آباداني پايتخت به مخيله كسي خطور كند . سر انجام جنگ تمام شد. روسيه تزاري از درون پاشيد، آلمان و عثماني شكست خوردند و انگستان برنده شد. اما هنوز بازي تمام نشده بود و به هر حال امنيت مرزهاي هندوستان مطرح بود و ايران را از دير باز دروازه هندوستان ميشناختند. پس مصحلت برنده جنگ در اين بود كه ايران را هم مثل هندوستان كند، وثوق الدوله را بر سر كار آوردند و سيد ضياء الدين طباطبائي مدير روزنامه " رعد " مدافع قرارداد استعماري ۱۹۱۹ شد. ملت مقاومت كرد و انگستان عقب نشست، اما نه براي هميشه. ملت مست پيروزي بود كه سيد ضياء همان كسي كه براي انگستان سينه چاك ميداد نخست وزير شد، نه با فرمان شاه بلكه با كودتا و فرماني كه بعداً با فشار انگليس به آخرين شاه قاجار تحميل شد. باري، سيد اولين كاري كه كرد وعده اصلاحات داد و مژده عمران و آباداني در پايتخت. براي تظاهر بد وسيله اي نبود. كارهاي نمايشي زيادي انجام شد. يك روز مي ديدي در خيابان لاله زار سيم كشي مي كنند و همان شب در همان خيابان چراغ برق روشن مي شد .

چند روز بعد مي ديدي كارگرها مشغول خراب كردن شمال ميدان توپخانه اند، چه خبر است؟ عمارت جديد شهرداري را ميسازند. اين كند و كوب ها براي چيست و گاري هاي شهرداري اين خاكها را كجا ميبرند و اين همه ماشين غلتك براي چيست ؟ خيابان شوسه مي كنند. مأموران شهرداري براي چه راه افتاده اند؟ براي كنترل بهداشت مردم پايتخت. در و ديوار مغازه ها را چرا رنگ مي كنند، و چرا به رنگ سبز ؟ دستور رييس الوزرا است و هر كاسبي كه اطاعت نكند سر و كارش با رضا خان است. نوشته هاي لاتين را چرا از در و ديوار شهر مي كنند؟ چون حكومت، حكومت كودتاست و دست فرنگي ها را بايد كوتاه كرد. در حالي كه تمامي اين نمايشات مردم پسند، براي آمدن فرنگي ها بود نه رفتن آنها. به هر تقدير و به هر دليل در حكومت سه ماهه سيد ضياء، شهرداري حركتي چشم گير داشت و سنگ بناي شهرداري نوين گذاشته شد و انتخاب شهردار تهران هم فقط در اختيار وزير الوزرا بود. سيد ضياء كه تندروي مي كرد تاريخ مصرفش تمام شد و رضا خان كه محتاط تر و مطرح تر بود ستاره اقبالش درخشيدن گرفت. فلسفه كودتا ايجاد دولت مقتدر نظامي بود كه تحت فشار يك حكومت پليسي بتواند بي سر و صدا در قالب استقلال، همان مواد و مفاد قرارداد ۱۹۱۹ ايران و انگلستان را اجرا كند. احمد شاه مانع كار و سد راه بود، نغمه جمهوريت آغاز شد و اصلاحات شهري و عمليات عمراني، مشروعيت كودتا را تضمين ميكرد. عوارض جديد، درآمد شهرداري را بيشتر كرد، خيابانها به سرعت سنگ فرش شد، سيم هاي برق به سرعت و بدون توجه به نوع سيم كشي به محلات شهر متصل گرديد، جاده هاي اطراف پايتخت را شوسه كردند و نظافت شهر در اندك زماني بهبود نسبي پيدا كرد و اجمالاً با وجود آنكه تمامي اين كارها بي برنامه و نمايشي بود، تهران با همان استخوان بندي سابق و خيابانهاي تنگ از كثافت قديم بيرون آمد. به تحريك نظاميان دست نشانده رضاخان، يك دفعه تمام ملت جمهوري خواه شدند. روحانيت و آن دسته از روشنفكران كه آن روي سكه را مي ديدند مخالفت كردند و يك مرتبه سر و صداها خوابيد و معلوم نشد آن تب گرم و سوزنده جمهوري خواهي چگونه يك شبه سرد شد؟

ولي تنور اصلاحات و كارهاي عمراني كه از تعهدات رضا خان بود روز به روز گرم تر شد و بعد از سلطنت او نيز ادامه يافت. ايجاد جاده هاي شوسه ، راه آهن سراسري، ساختمانهاي جديد دولتي، خيابان بندي هاي جديد در طول حكومت بيست ساله ديكتاتوري به صورت يك اصل ثابت و تغيير نا پذير دنبال شد و اين بعد از حركت چشم گير زمان ناصر الدين شاه، نخست اقدام فراگير شهري بود با اين تفاوت كه در حركت دوران ناصري هر چه بود تجدد بود، ولي در بطن حركت هاي عمراني عهد پهلوي كه سخت داعيه نوآوري و تجدد خواهي داشت، تحجر زيانباري نهفته بود و با تأسف بسيار در دوران بيست ساله ديكتاتوري رضا خاني ميراثهاي فرهنگي دويست ساله پايتخت يكسره نابود شد و تنها مساجد و شماري تكايا كه حرمت و قداست آنها مانع اين قبيل دستبردها بود از ويراني در امان ماندند .

يك استاد تاريخ اين دوره تاريخي نظري دارد كه شنيدني است : " ميدانم كه او ثبات سياسي ، امنيت ، مدارس ، دانشگاه و برق را به ايران آورد، اما هر وقت به ياد مي آورم كه او تفكر سياسي، انديشه آزادي و آزادي بيان و قلم را از مردم ايران گرفت و به املاك مردم تجاوز كرد و دهان ها را دوخت و مشتي متملق و چاپلوس تربيت كرد و مردم را به خاك و خون نشاند و پول در بانكهاي خارجي ذخيره كرد و اصول جاسوسي را بنيان نهاد و روزنامه را توقيف كرد و ايرانيان را به زندان انداخت ، بي اختيار در دل ميگويم : كاش هرگز نيامده بود ! "

« باري چو فسانه مي شوي اي بخرد / افسانه خوب شو نه افسانه بد »

با حمله ناگهاني متفقين به ايران در شهريور ماه ۱۳۲۰ فقر، بيماري، نا امني و آشوب بار ديگر پايتخت ايران را فرا گرفت و تمامي كارهاي عمراني تعطيل و متوقف شد و همه در فكر نان شب بودند و بعد از پايان جنگ نيز، غائله ي آذربايجان و ناثباتي سياسي به دولت مستعجل بعد از جنگ فرصت آن را نمي داد كه به كارهاي عمراني توجهي كند و يا به نظافت شهر بپردازد. محله سنگلج كه آن را براي نو سازي خراب كرده بودند، محل پرسه زدن سگ هاي ولگرد شده بود و بوي گند خرابه ها در گوشه و كنار شهر از مسافت دور مشام رهگذران را مي آزرد. عدم احساس امنيت در شهرستان ها موجب هجوم جمعيت شهرها به تهران شد و پايتخت ايران بي نقشه و بي رويه روز به روز بزرگتر و وسيع تر شد. اصلاحات ارضي فرمايشي نيز آخرين تير خلاص بود و تهران را به شهري بي در و دروازه با گسترشي نا مناسب و ترافيكي چاره ناپذير بدل كرد كه با تمام مشكلاتش روي دست دولت ماند. زماني كه انقلاب اسلامي بساط ستم شاهي را در هم كوبيد، در ميان تمام مصائب بازمانده از نظام گذشته، تهران يك بن بست نا گشودني و معماي حل نشدني به نظر مي رسيد و هيچ كس اميد آنرا نداشت كه براي مشكلات درمان ناپذير پايتخت يك راه حل عملي پيدا شود .

جنگ ۸ ساله تحميلي هم مزيد بر علت شد و هجوم شهرستاني هاي جنگ زده، پايتخت را به صورتي در آورده بود كه تهراني ها با نا اميدي و افسوس ميگفتند:‌ تهران ديگر جاي زندگي نيست! و گروهي از كارشناسان نيز معتقد بودند كه هر چه زودتر بايد پايتخت را به جاي ديگري منتقل كرد. داستان گذشته هاي تهران در همين جا به پايان ميرسد، اما داستاني ديگر آغاز ميگردد كه سرگذشت امروز تهران است. با اين همه، پيش از آنكه با گذشته خداحافظي كنيم، بجا است كه يك بار ديگر ديده عبرت بين را به جاي پاي رفتگان و در گذشتگان بدوزيم و ببينيم راهي كه آنان در كوچه ها و پس كوچه ها و باغهاي تهران رفتند، سرانجام به كجا انجاميد .

واقعيت تاريخي اين است كه هم در ايران و هم در جهان كمتر پايتختي هست كه عمري كوتاه چون تهران داشته باشد، يا چون تهران جوان باشد. دويست و اندي سال براي پايتخت كشور كهنسالي كه بستر و گهواره يكي درخشانترين تمدنهاي بشري بوده است عمر زيادي نيست. واقعيت ديگر اين است كه حتي در اين دويست سال هم تهران كمتر آن فرصت و فراغت را داشته است كه به سر و وضع خود برسد. تهران را پادشاهان قاجار به پايتختي برگزيدند و مي دانيم كه آنان هرگز سلاطين مقتدري نبودند تا چنان امنيتي در مملكت پديد آورند كه منجر به اطمينان خاطر مردم و سبب عمران و آباداني شود. پادشاهان قاجار، اگر هم فرصتي براي انديشيدن به ساخت ساز و آباداني مي يافتند، حداكثر چند كاخ ديگر براي خود مي ساختند. مردم " رعيت " بودند و نه " شهروند " شهر و كل مملكت، ملك مطلق پادشاه بود، نه سرزمين و ميهن مشترك همه ايرانيان .

باري، تهران در قياس با بسياري از شهرهاي كهنسال ايران، شهر نسبتا جواني است. نهالي است كه خيلي زود رشد كرده، و هرس هم نشده است . نه تنها تهران بلكه همه آنچه امروز مظاهر و نمادهاي تمدن جديد شمرده ميشوند و تهران نيز از آنها برخوردار است سابقه اي چندان ديرين ندارند .

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۷ خرداد ۱۴۰۱ساعت: ۰۵:۴۵:۵۸ توسط:علي موضوع:

تاريخچه تهران - بخش دوم

در دومين پست از سري پست تاريخچه تهران، به سراغ زمان ورود آقا محمدشاه به تهران رفته‌ايم و از آن‌جا قصه‌ي تهران را ادامه مي‌دهيم.

ورود آقا محمد شاه به تهران

"مسيواوليويه" آن گاه به تشريفات ورود آقا محمد خان به تهران اشاره مي‌كند،‍« و اين زمان مصادف است با بازگشت او از خراسان و مصادره جواهرات نادري.

روز چهاردهم عمارت را آب و جارو زده صفا مي‌دادند كه شاه تشريف خواهد آورد. روز پانزدهم شاه نيامد، چون ساعت سعد نبود. دو روز تاخير شد. تمام ايرانيان از بزرگ و كوچك و عالم و جاهل هيچ كاري را بدون اختيار ساعت سعد، نمي‌‌كنند.

روز بيستم شاه وارد شهر شد، تشريفات ورود ايشان را به واسطه شليك توپ خبر داند، دو ساعت به ظهر مانده در عمارت دوم خود فرود آمدند، جواهرات بسياري زيب پيكر خود كرده بودند، خاصه بازوي ايشان كه غرق جواهر بود، اين جواهرات بعضي از بازماندگان كريمخان زند گرفته شده و بعضي نيز از نبيره نادرشاه كه در همين سفر به چنگ آمده بود.‍»

"مسيواوليويه" آن گاه به بررسي افكار عمومي مردم ايران پرداخته مي‌نويسد: ‍« حقيقت اين است كه آقا محمد‌خان نظمي بنيان نهاده، راهها كمال امنيت و كاروانيان و مسافرين از گزند راهزنان ايمن شده‌اند و در تمامي قلمرو مملكت آسودگي به صورت ظاهر وجود دارد. اما آيا اين سختگيريها مي‌تواند ادامه داشته باشد؟ از اولين قدمي كه به ايران نهاديم، به چشم خود ديديم كه در كرمانشاهان، همدان، و در تهران مردم به طور مكرر در كوچه و بازار از شدت حرص و ظلم شاه مي‌ناليدند وما هر قدر بيشتر در ايران توقف كرديم و هر قدر زيادتر مطلع شديم بر حيرت و تعجب ما افزوده شد كه شخصي مانند آقا محمد‌خان كه در دوازده سالگي مقطوع‌النسل شده و تا سن چهل سالگي تحت نظر و محبوس بوده است و خان‌زاده‌اي است بدون هيچگونه فضيلت روحاني و قوه جسماني، چگونه ممكن است به سلطنت برسد؟» كسي كه مقطوع‌النسل شده و مردم او را به نظر تحقير مي‌نگرند و بارها از دشمنان خود شكست خورده و طمع، حرص، غرور و وحشيگري او موجب شده است كه كسي با او همدل نباشد، كدام معجزه او را به تاج و تخت رسانده است؟‍»

باري، با آنكه در همان اول فرمانروايي « خواجه تاجدار»، تهران روبه توسعه و‌آباداني گذاشت، در مقايسه با شيراز و كاخ‌هاي مجللي كه او دوران اسارت و تحت‌نظر بودنش را در دربار كريمخان گذرانده بود، دهكده‌يي بيشتر نبود. براي خان قاجار هم كه خلق و خوي ايلياتي داشت و اهل تشريفات نبود و اوقات زندگيش را پشت اسب و در ميدانهاي نبرد مي‌گذراند، فرقي نمي‌كردكه كجا اطراق كند و كجا بخوابد. شاهان بعدي قاجار هم كه قصرها و كاخ‌ها داشتند بنا به خلق و خوي ايلياتي خود، خيلي ساده زندگي مي‌كردند.

كوتاه سخن آنكه در زمان بنيانگذار سلسله قاجار، تهران در حدود ۱۵ هزار نفر جمعيت داشت و حدود شهر از شمال به خياباني كه بعدها سپه ناميده شد، از مشرق به خيابان ناصرخسرو، از سوي غرب به خيابان جليل‌آباد و از جنوب به خيابان بوذرجمهري محدود مي شد.

خواجه تاجدار در اوج قدرت و پيروزي كشته شد.

سحرگاه روز ۱۲ ذي‌الحجه ۱۲۱۱ هجري قمري، هنگامي كه «خواجه تاجدار» در اردوگاه سپاه پيروز خود، واقع در يكي از قلعه‌هاي تسخير شده شهر «شوشي» (گرجستان)، در خواب بود، سه نفز از نوكرانش كه شب پيش مورد غضب او قرار گرفته بودند و شاه به آنها وعده مرگ داده بود، وارد خوابگاه آقا محمد‌خان شدند و به ضرب شمشير او را از پاي درآوردند، همچنانكه پنجاه و يك سال پيش از آن نيز فرماندهان سپاه نادر او را در خواب خوش غافلگير كرده، سرش را از تن جدا كرده بودند.

آقا محمدخان و نادرشاه سرنوشت يكساني داشتند، با اين تفاوت كه سلسله افشاريه، بعد از مرگ نادرشاه، به زودي منقرض شد، ولي سلسله قاجاريه حدود يكصد و سي سال ديگر برقرار ماند و شش پادشاه از تبار قاجاريه بر تخت سلطنت نشستند.

«آقا محمدخان قاجار» و جانشينش «فتحعلي شاه» كه برادرزاده او بود، آخرين پادشاهان سنتي ايران بودند كه خود پيشاپيش سپاهيان شمشير مي‌زدند، بعد از اين دو، شاهان كاخ نشين شدند و پا به عرصه نبرد و كارزار ننهادند.

همچنين آقا محمد خان و فتحعلي شاه آخرين پادشاهاني بودند كه بدون تاييد خارجيان به سلطنت رسيدند. تا زمان اين دو پادشاه، تصاحب تخت و تاج ايران در گرو تدبير و شمشير مدعيان سلطنت بود، اما بعد از آن سرنوشت قدرت و حكومت ديگر در ميدانهاي جنگ رقم زده نمي‌شد و رسين به تخت و تاج بدون موافقت روس و انگليس ميسر نمي‌گرديد.

● تهران فتحعليشاه

فرستادگان ناپلئون بناپارت، كه در زمان فتحعلي شاه قاجار به ايران آمده‌اند، جمعيت اين شهر را سي‌هزار نفر نوشته‌اند. يكي از ديپلماتهاي انگليسي هم كه ۱۹۶ سال پيش به تهران آمده است، طول حصار شهر تهران را ۴/۵ تا ۵ مايل ذكر كرده، مي‌نويسد:

«تهران ۶ دروازه دارد. سردر دروازه‌ها را كاشيكاري كرده، صورت ببر و حيوانات ديگر را بر كاشي‌ها نقش كرده‌اند»

و هم او در مورد عمارت و ابنيه تهران مي‌نويسد:

«خانه‌هاي تهران چندان خوب نيست و غالباً با خشت خام بنا شده است. تنها بنايي كه قابل ملاحظه است مسجد شاه مي‌باشد كه ناتمام است. افواها مي‌گويند كه ۱۵۰ كاروانسرا و به همين شماره حمام در تهران وجود دارد. اين شهر دو عمارت ييلاقي سلطنتي دارد كه يكي قصر قاجار است و ديگري قصر نگارستان كه مشغول ساختن آن هستند»

يك گردشگر انگليسي به نام «سر رابرت كرپرتر»، كه در سال‌هاي ۱۸۱۷-۱۸۲۹ ميلادي از تهران ديدن كرده است، مي‌نويسد:

«نيم قرن پيش به سختي به نظر مي‌رسيد كه تهران پايتخت ايران بشود». تهران مدتها موقعيتي تاريك و مبهم داشت تا آنكه ورق برگشت و اقامتگاه سلطنتي شد. تهران در يك موقعيت مركزي قرار دارد ميان ايالت شمال‌غربي كه سرحد آن گرجستان است و ايالت شرقي ايران كه هميشه مورد دستبرد تركمن‌هاست و اقامتگاه متحدان ناراحت افغاني ايران. در حقيقت جهت انتخاب جديد، آقا محمدخان نتوانست محلي بهتر از تهران پيدا كند. شهر تهران با خندقي عميق توسط چهار دروازه احاطه شده است. دروازه جنوب به اصفهان مي‌رود و دروازه شمال غرب به تبريز. در جلوي هر دروازه به فاصله ۲۰۰ يارد (هر يارد ۹۱/۴ سانتيمتر) يك برج مدور قرار دارد كه بوسيله خندقي محافظت مي‌شود. اين استحكامات براي زيرنظر داشتن دشمن و سنگربندي ساخته شده است و خروج از دروازه‌ها كاملاً از بالاي اين بناها مراقبت مي‌شود.

خيابانهاي تهران تنگ و پر از گل و خاك است. شترها، قاطرها و الاغ‌ها و چه بسا يك يا دو فيل سلطنتي، مدام از اينجا به آنجا مي‌روند و خيابان‌ها را مسدود مي‌كنند.

از دروازه قزوين كه وارد تهران شويد، فضاي باز بزرگي نمايان مي‌شود كه پر است از حفره‌هاي عميق و عريض يا به عبارت ديگر گودالهايي كه در زمين فرورفته‌اند. در اطراف اين گودالها شكافهاي متعددي هست كه به خانه‌هاي زير زميني راه دارند. »

● بناهاي فتحعليشاهي در تهران

مسجد شاه، بناهاي باغشاه، برج نوش، كاخ نگارستان، قصر لاله‌زار و كاخ نياوران ار آثار دوران فتحعلي‌شاه است و امروزه، تمامي آنها جز مسجد شاه و كاخ نياوران از بين رفته است. در زمان فتحعلي‌شاه تغييرات عمده‌اي در تهران صورت گرفت و اگر جنگهاي طولاني ايران و روس و غرامتهاي آن نبود، شايد فتحعلي‌شاه فرصت مي‌يافت كه تهران را زيباتر و وسيعتر كند. فتحعلي‌شاه در سال ۱۲۵۰ قمري(۱۶۸ سال پيش) در حدود هفتاد سالگي بعد از ۳۹ سال سلطنت درگذشت.

اگر ناپلئون پيروز شده بود و فتحعلي‌شاه كه متحد او بود، از فتوحات او سهمي گرفته بود، امروز تاريخ درباره او قضاوت ديگري داشت، ولي مردم ما او را مسئول از دست دادن قفقاز مي‌دانند. فتحعلي‌شاه اگرچه در جواني دلير و شمشيرزن بود و پا به پاي عموي خود در جنگها شركت مي‌كرد اما وقتي به سلطنت رسيد، راحت‌طلب شد و تاريخ از او به نيكي ياد نمي‌كند.

● تهران محمدشاهي

فتحعلي‌شاه قاجار، يك سال پيش از مرگ، فرزند دلير خود «عباس‌ميرزا» را از دست داده بود. اما او به پاس خدمات جانشين از دست رفته‌اش و بمنظور قدرداني از دليري‌هاي او در طي جنگهاي ايران و روس، فرزندش « محمد ميرزا» را به وليعهدي برگزيد و به تبريز فرستاد. از آن هنگام بود كه تبريز وليعهدنشين شد و اين سنت تا پايان سلطنت قاجاريه برقرار ماند.

در تاريخ عضدي آمده است: «وقتي كه خبر مرگ عباس‌ميرزا به تهران رسيد، الله يارخان آصف‌الدوله با ديدگان گريان و در حالي كه اشك از محاسنش مي‌چكيد،‌ اين خبر را به شاه داد و گفت: «بحمدالله شاه در هر ولايت يك نايب‌السلطنه دارد... » و اين اشاره‌اي بود به پنجاه و نه پسر شاه. فتحعلي‌شاه در جواب تسليت آصف‌الدوله به حقيقتي اشاره كرد و گفت:

«الله‌يار خان، انصاف نكردي كه گفتي در هر ولايت يك نايب‌السلطنه دارم، مي‌بايست عرض مي‌كردي بعد از هفتاد سال عمر و چهل سال سلطنت، ‌از دنيا بي اولاد و بي جانشين خواهي رفت.» فتحعلي‌شاه با آنكه بعضي از فرزندانش براستي لايق و شايسته بودند، محمدميرزا فرزند عباس‌ميرزا را به وليعهدي برگزيد و اين پيش از مرگ قريب‌الوقوع او، مقدمه‌اي شد براي يك سلسله عصيانها و شورشهاي زيانبار در سراسر ايران آن روز.

باري، فرزندان شاه هنوز متوجه اين نكته نبودند كه ديگر تكليف تاج و تخت مملكت، مثل گذشته، در عرصه كارزار و به قوت بازو و شمشير معلوم نمي‌شود، بلكه قرارداد تركمنچاي شرايطي را تحميل كرده است كه بعد از آن، عامل تعيين كننده سياست خارجي است و تا روس و انگليس موافقت نكنند، هيچ مدعي سلطنتي نمي‌تواند پادشاه ايران شود. به دليل همين ناباوري بود كه بعد از مرگ فتحعلي‌شاه در هر گوشه مملكت يكي از عموهاي شاه مدعي سلطنت شد. حتي يكي از آنها هم در تهران به تخت نشست و به نام خود سكه زد، اما تمامي اين تلاشها بيهوده بود و سرانجام محمدشاه تحت حمايت وزراي مختار روس و انگليس به تهران رسيد و عموهاي مدعي سلطنت، كه هنوز تحولات سياسي را باور نداشتند، از ترس جان فرار كردند و در اقصي نقاط جهان دربدر شدند. مي‌دانيم كه يكي از موارد قرارداد «تركمنچاي» تضمين سلطنت ايران در اولاد عباس‌ميرزا نايب‌السلطنه بود و روسيه در طول سلطنت قاجاريه بر اين تعهد وفادار ماند. اگر جنگ جهاني اول پيش نيامده بود و روسيه از درون متلاشي نشده بود، «رضاخان» هرگز موفق به خلع قاجاريه و تغيير سلطنت ايران نمي‌شد.

اوضاع آشفته ايران در طول سلطنت چهارده ساله محمدشاه، مانعي براي كار عمران و‌ آباداني و توسعه تهران به شمار مي‌رفت و با وجو د آنكه «حاجي ميرزا آقاسي» صدراعظم درويش مسلك شاه، به حفر قناتهاي تازه و آباد كردن دهات خراب علاقه زيادي داشت، پايتخت ايران در اين دوره توسعه چشمگيري پيدا نكرد. تقدير چنين بود كه نوسازي پايتخت، بعد از مرگ محمدشاه و به دست فرزندش ناصرالدين شاه انجام شود.

● تهران عهد ناصري

پنجاه سال سلطنت ناصرالدين شاه قاجار (۱۲۶۴-۱۳۱۳ هجري قمري) دوران آباداني و توسعه گسترده پايتخت ايران به شمار مي‌رود و اگر آثار ارزنده آن دوران تخريب نمي‌شد، امروزه تهران يكي از شهرهاي زيبا و ديدني شرق بود. از آنجا كه آثار دوره ناصري بسيار است، به ناچار فهرست‌وار به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم.

يكي ار بناهاي عهد ناصري ساختمان مدرسه دارالفنون است. اين مدرسه به تشويق ميرزا تقي خان اميركبير احداث شد، اما امير در مراسم افتتاح آن زنده نبود و ناصرالدين شاه هم هنگام شركت در مراسم گشايش اين مدرسه ۲۲ سال بيشتر نداشت. عمارت دارالفنون، كه قسمتي از آن هنوز باقي است، محوطه بسيار وسيعي بود كه تقريبا تمامي ضلع جنوبي ميدان امام خميني را دربر مي‌گرفت و آن قدر وسعت داشت كه در آن عمليات ورزشي و مانورهاي پياده نظام و توپخانه اجرا مي‌شد. در آغاز منظور از ايجاد اين مدرسه تأسيس يك دانشكده افسري با رشته پزشكي نظامي بود، ولي بعدها رشته‌هاي مختلف علوم به آن اضافه شد.

● بناي قصرهاي جديد و تجديد بناي كاخ نياوران

در يازدهمين سال «عهد ناصري» يك سرتيپ فرانسوي كه معلم توپخانه دارالفنون بود، نقشه‌اي براي تهران فراهم آورد كه در همان زمان به چاپ رسيد. اين نقشه كه اصل آن موجود است، نشانگر آن است كه در ۱۴۳ سال پيش محوطه پايتخت درون دو قلعه تو در تو قرار داشته است. قلعه اول به دور شهر كشيده شده بود و سه كيلومتر طول داشت. قلعه دوم به حفاظت كاخهاي سلطنتي اختصاص داشت، ديوارهاي قلعه دوم و خندق دور آن، در صورت لزوم، ‌شهر را از محوطه «ارك» و اقامتگاه شاه جدا مي‌كرد و اگر احياناً دشمني مي‌توانست به درون شهر نفوذ كند، حصار و باروي دوم با خندق دور آن،‌ كاخهاي سلطنتي را از هجوم دشمن در امان مي‌داشت.

● روزي كه تهران دارالخلافه شد

در بيستمين سال سلطنت ناصرالدين شاه تغييرات زيادي در ساختار پايتخت بوجود آمد و تهران از سوي دروازه شميران، كه مدخل در «پامنار» قرار داشت، به قدر ۱۶۰۰ ذرع ( هر ذرع ۱۰۴ سانتيمتر) و از سوي ديگر به اندازه ۱۰۰۰ ذرع توسعه يافت. نظارت بر برنامه‌هاي نوسازي تهران از طرف شاه به «ميرزا يوسف مستوفي الممالك» كه صدر اعظم شاه بود، واگذار شده بود. مستوفي الممالك مردي درويش مسلك و محترم بود و شاه و بزرگان كشور او را «حضرت آقا» خطاب مي‌كردند. بعدها ميرزا حسن كه پسر او بود، با همين لقب جاي پدر را گرفت و بارها به مقام وزارت و نخست‌وزيري رسيد. مراسم آغاز نوسازي تهران با تشريفات خاصي برگزار شد و ناصرالدين شاه شخصاً با كلنگ نقره‌اي كه در دست داشت، نخستين كلنگ را بر زمين زد. از همان روز هم تهران «دارالخلافه ناصري» ناميده شد. با اجراي طرح نوسازي تهران تمام برجها و باروها و استحكامات دفاعي تهرانِ فتحعليشاهي را خراب و خندق‌هاي عميق شهر را پر كردند. مسافت دورِ شهر هم كه سه كيلومتر بيشتر نبود، به نوزده كيلومتر افزايش يافت. خندق جديد تهران را هم به تقليد از خندق پاريس هشت ضلعي ساختند. در ادامه همين برنامه ، در آخرين دهه سلطنت ناصرالدين شاه ، از دارالخلافه ناصري نقشه برداري كردند و معلوم شد كه " دروازه دولت " كه حد شمالي شهر بود ، با "خاني آباد" در جنوب شهر ۸۲ ذرع اختلاف ارتفاع داشت و مسيل هاي جديد را با توجه به اين نقشه ساختند.

در آخرين سالهاي دوران پنجاه ساله ناصري مسافت دور محيط شهر تهران بالغ بر ۲۲ كيلومتر بود و دوازده دروازه داشت. تمامي اين دروازه ها در دهه اول سلطنت رضا خان، به بهانه تعريض خيابان هاي پايتخت و نوسازي شهر تخريب شد. يكي از ديپلمات هاي مقيم تهران به نام " احمد امين " كه وابسته نظامي امپراتوري عثماني در دربار تهران بوده است، در گزارش خود كه مربوط به سال ۱۳۱۱ قمري يعني ۲ سال پيش از ترور ناصر الدين شاه قاجار است، مي نويسد :

« تهران با جمعيت متجاوز از ۲۵۰ هزار نفر در قسمت شرقي جلگه‌اي به مساحت ۲۵۰۰ كيلومتر مربع بنا شده است . هوايش گرم ، ولي سالم است. نماي خانه هاي آن تماما گلي است و بدين جهت منظره عمومي شهر دلگير است. كوچه هاي تهران هم تنگ و غير منظم است.

شهر تهران با يك باروي گلي محصور است و خندقي به عمق ۱۵ متر ، اين بارو را محافظت مي كند. تهران دروازه هاي متعدد دارد و ماموران گمرك در اين دروازه ها حقوق گمركي مي گيرند . در تهران اغلب ساختمان ها را با خشت خام ساخته اند و فقط در چهار گوشه در و پنجره ها آجر مصرف مي كنند. پايتخت ايران دچار كم آبي است و قنات ها ، كه حفر آن پر خرج است، در تصرف ثروتمندان مي باشد. مجراي آب هاي جاري در داخل شهر، بر خلاف خارج شهر، سرپوشيده نيست و اهالي در اطراف جوهاي آب، لباس مي‌شويند و آب انبارها از همين آبهاي آلوده پر مي‌شود. حمام‌هاي ايران يك خرينه دارد كه آب آن دير عوض مي‌شود و شير مخصوص و حوض ندارد.

ثروتمندان و وزراء با كالسكه‌هاي شش اسبه و سرويس چاي و قليان كه به همراه مي‌بردند، در كمال عظمت در شهر رفت و آمد مي‌كنند. »

● آثار ديگر عهد ناصري

از ديگر آثار اين عهد «قصر عشرت‌آباد» است. باغ عشرت‌آباد و قصران در بيست و هفتمين سال سلطنت ناصرالدين شاه ايجاد شده و شاه به دست خود در آن چهار اصله درخت كاشت. از آثار ديگر اين دوره « قصر ياقوت» است كه در سي و نهمين سال سلطنت ناصرالدين شاه ساخته شد و شامل قصر بيروني و حرمخانه سلطنتي بود. قصر «سلطنت آباد» از آثار اين دوره است كه مشتمل بر عمارت كلاه فرنگي و برج خوابگاه است. اين بنا متعلق به دوازدهمين سال سلطنت است.

باغ « عيش آباد » چهار سال پيش از كشته شدن شاه به اتمام رسيد و «قصر اميريه» كه محل زندگي كامران ميرزا، پسر شاه و نايب السلطنه بود از آثار همين دوره است كه بعدها به دانشكده افسري واگذار شد.

مسجد و مدرسه سپهسالار نيز در سي‌وهفتمين سال عهد ناصري بنيان نهاده شد. اين مسجد و مدرسه از موقوفات ميرزا حسين خان سپهسالار صدراعظم ناصرالدين شاه است. در ساخت اين بناي ارزنده و عظيم سه تن از مشهورترين معماران سنتي ايران مشاركت داشتند. از يادگارهاي ديگر اين دوره راه آهن حضرت عبدالعظيم است كه هفت سال پيش از مرگ ناصرالدين شاه به كار افتاد و امتياز آن متعلق به يك شركت بلژيكي بود. اين خط آهن در حدود چهل سال پيش برچيده شد. ترامواي اسبي تهران نيز توسط همين شركت بلژيكي داير گرديده بود كه در حدود شصت سال پيش، به دليل خيابان بندي هاي جديد و افزوده شدن اتوبوس‌ها و رواج اتومبيل سواري و البته سرعت كم ترامواي اسبي، برچيده شد.

آثار ديگر عهد ناصري را به شرح زير مي‌توان خلاصه نمود:

ـ اتاق موزه: اين بنا در ضلع شمالي باغ گلستان قرار دارد. ناصرالدين شاه اين بنا را براي حفظ آثار قديمي و اشياي قيمتي ساخت. در سال ۱۲۹۰ هجري قمري «تالار الماسيه» را، كه از آثار فتحعليشاهي بود، خراب كردند و اتاق موزه و حوضخانه را ساختند كه خوشبختانه هنوز هم باقي است. «تالار آينه» نيز در همين محل بنا شد. اين تالار از آثار ارزنده حاجي ابولحسن صنيع‌الملك، معمارباشي عهد ناصري است. «تالار برليان» در محل سابق «تالار بلور» كه ار بناهاي فتحعليشاهي بود ساخته شد و تخريب و بازسازي آن به جهت فرسودگي اين بنا بود.

«كاخ ابيض» در سالهاي آخر زندگي ناصرالدين شاه در گوشه جنوب غربي محوطه كاخ گلستان ساخته شد و تاريخ احداث آن ۱۳۰۸ هجري قمري است. به سبب سفيديِ رنگ نمايِ بيروني آن، اين كاخ را ابيض ناميده‌اند. انگيزه بناي كاخ ابيض آن بود كه سلطان عبدالحميد، امپراتور عثماني، هداياي زيادي از جمله مبلهاي معروف دوره لويي شانزدهم و پرده‌هاي ارزنده و قالي‌هاي گرانبهايي براي ناصرالدين‌شاه فرستاده بود و چون تمام كاخ‌ها از اشياي نفيس انباشته بود،اين كاخ، براي نگهداشتن هداياي سلطان عثماني ساخته شد.

ـ عمارت گالري: در اواخر سلطنت ناصرالدي شاه، در سمت غربي ارك شاهي ساخته شد و تعداد زيادي از تابلوهاي نقاشي ايراني و فرنگي جديد و قديم در آن نگهداري مي‌شد. ۲۵ چلچراغ زيبا و ديدني هم از سقف اين گالري با شكوه آويزان بود.

ميدان توپخانه امروزي نيز از آثار عهد ناصري است. توضيح آنكه قبل از نوسازي گسترده تهران در سال ۱۲۸۴ قمري، محل ميدان توپخانه در محوطه مقابل كاخ‌هاي سلطنتي در ميدان ارك بود. وقتي تهران توسعه پيدا كرد و اراضي خارج از محوطه ارك آباد شد، محل فعلي توپخانه را به صورت ساختمانهاي دو طبقه ساختند و توپ‌هاي مقابل محوطه ارك را به آنجا منتقل كردند. در ساختمانهاي دو طبقه دور ميدان، طبقه همكف محل نگهداري توپ‌ها بود و طبقه‌هاي بالايي محل زندگي توپچي‌ها. از احداث ميدان توپخانه ۱۳۴ سال مي‌گذرد و در اين مدت ساختمان اين ميدان چندين بار تغيير شكل يافته و امروز هم اثري از آن بناهاي قديمي ناصري، مظفري و رضاخاني در اين ميدان وجود ندارد و همه تخريب گرديده و از بين رفته است. ميدان توپخانه قديم چهار دروازه داشت: دروازه شرقي، ورودي خيابان لاله‌زار بود، دروازه جنوب شرقي، اول خيابان ناصريه بود و دروازه غربي، ورودي خيابان علاء‌الدوله (فردوسي امروزي)، دروازه جنوب غربي هم ورودي خيابان باب همايون و كاخ‌هاي سلطنتي بود.

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۷ خرداد ۱۴۰۱ساعت: ۰۵:۴۴:۵۹ توسط:علي موضوع:

تاريخچه تهران - بخش اول

در اين سه پست، قرار است با هم به طور كامل تاريخچه پايتخت كشورمان يعني تهران را بررسي كنيم. پس اگر شما هم مثل ما به حقايق تاريخي علاقمنديد، اين پست را تا انتها بخوانيد.

● تهران چگونه پايتخت شد ؟ 

به عقيده اكثر تاريخ نگاران ، قاجاريه در اصل طايفه يي از نژاد مغول بودند، كه همراه با چنگيز و جانشينان مهاجهم او به كشورهاي اسلامي آن روزگار آمده ، در ‍« ايران ‍» ، شامات و مخصوصآ در حدود ارمنستان مستقر شده بودند. اين طايفه به هنگام تشكيل سلسله صفويه به ياري شاه اسماعيل صفوي ، مؤسس اين سلسه ، شتا فتند . پنجاه سال بعد ، در زمان شاه عباس اول ملقب به ‍« كبير ‍» ، كه پنجمين پادشاه سلسله صفوي بود ، قاجاريه براساس مقاصد سياسي – نظامي خويش از محل اصلي خود به نقاط مختلف كوچ داد و به مرور زمان، آن دسته از قاجاريه كه به منظور جلوگيري از دستبرد هاي تركمانان در استرآباد و گرگان مستقر شده بودند ، در اواخر عهد صفوي قدرت و شوكت بسيار يافتند و چابك سوران در ظهور ‍« نادر ‍» كه از نوابغ عصر خود بود ، در ارتش جهانگشاي او نقش مهمي داشتند و حكومت استر آباد و گرگان نيز معمولا در دست بزرگان طايفه بود . ‍« نادر ‍» كه در پايان عمر خود دچار جنون قدرت شده بود ، بعد از دوازه سال سلطنت و آن همه فتوحات نمايان در ماوراي مرزهاي ايران ، سرانجام به دست سران ‍« قزلباش ‍» كه از فرماندهان سپاه او بودند ، كشته شد و با مرگ او ، كه در ۲۵۷ سال پيش اتفاق افتاد ، بار ديگر خان هاي مدعي سلطنت و سران ايلات و عشاير براي تصاحب تاج و تخت به جان هم افتادند . در روزگار قديم تغيير سلطنت هميشه با آشوب ها و قتل و غارت ها و جنگ ها ي خونين همراه بود . خونها ريخته مي شد و خانمان ها برباد مي رفت و هميشه ملت مظلوم ، وجه المصالحه مناقشات اهل قدرت بود تا ظالمي برود و ظالمي ديگر به جاي او بنشيند . باري ‍« نادر ‍» كه كشته شد ، رقيبان به جان هم افتادند . جنگ هاي خونين مدعيان سلطنت يازده سال نمام به طول انجاميد و سرانجام از مدعيان تاج و تخت ايران دو نفر بيشتر باقي نمانده ، يكي از اين دو ‍« محمد حسن خان قاجار ، پدر آقا محمد خان ، مؤ سس سلسله قاجاريه ، بود كه بر سواحل خزر و شمال ايران تا اصفهان مستولي بود ، و ديگري كريم خان زند كه بر فارس و قسمتي از ايران غربي فرمانروايي داشت . اما تقدير چنان رقم ده بود كه محمد حسن خان با وجود فتوحات درخشاني كه كرده بود به دست خودي ها كشته شود و چنين شد . ‍« آقامحمد خان ‍» قاجار ، بعد از كشته شدن پدر، از بيم دشمنان خانوادگي كه قصد جانش را داشتند به ‍« صحراي يموت ‍» گريخت و نزد تركمانان پناه جست و بعد از چهار سال دربدري و آوارگي به دربار كريمخان زند برده شد و ‍« خان زند ‍» او را تحت حمايت خود گرفت و با خود به شيراز برد . ‍« آقا محمد خان قا جار ‍» ، كه در كودكي به وسيله دشمنان پدرش ‍« مقطوع النسل ‍» شده بود، تا هنگامي كه ساعات عمر ‍« خان زند ‍» به شمارش افتاد به گروگان در دربار كريمخان بود، و چون به وسيله يكي از زنان حرم كه با او نسبتي داشت از مرگ قريب الوقوع خان زند با خبر شد ، تصميمي بموقع گرفت ، منتظر مرگ كريمخان نماند ، خان را مرده انگاشت و با چند تن از سران قاجاريه ، كه مثل خود او در دربار كريمخان گروگان بودند ، بي خبر از شيراز گريخت و به تاخت خود را به دهكده ‍« تهران ‍» رسانيد ، يعني همان دهكده يي كه مقدر بود پايتخت جديد ايران باشد . اين واقعه در ۱۱۹۳ هجري قمري ، يعني ۲۲۵ سال پيش اتفاق افتاد .

● تهران ‍ در گذشته هاي دور

‍« تهران ‍»، پيش از اسلام و بعد از آن ، از ‍« ري ‍» تبعيت داشته و ‍« ري ‍» از شهرهاي بزرگ و معتبر مشرق زمين بوده است تا آنجا كه شهرت و ثروت اين شهر از قلمرو تاريخ به عالم شعر و ادب رسيده و دوبيتي هاي منسوب به بابا طاهر عريان :

‍« دوچشمونت پياله پرز مي بي دوزلفونت خراج ملك ري بي ‍»

حكايت از آن دارد كه ثروت سرشار مردم ‍« ري ‍» زبانزد مردم آن روزگار بوده است . نام ‍« تهران ‍» را در متون قديم اسلامي در ترجمه احوال يكي از محدثين بزرگ به نام ‍« محمد بن ابو عبداله حافظ تهراني رازي ‍» مي بينيم . اين اثر مربوط به ۱۱۵۷ سال پيش است و اين خود دليل بر آن است كه در آن روزگار دهكده يي به نام ‍« تهران ‍» وجود داشته و از آبادي هاي حومه ‍« ري ‍» به شمار مي رفته است . در فارسنامه ‍« ابن بلخي ‍» نيز كه مربوط به سال هاي ۵۰۰ تا ۵۱۰ هجري قمري يعني ۹۱۸ سال پيش مي باشد . از ‍« تهران ‍» به خاطر انارهاي خوبش ياد شده است . اگر چه در آثار مكتوب قديمي از تهران قبل از اسلام نام برده نشده است ، ليكن كاوش هاي باستان شناسي ۱۳۲۱ شمسي در دهكده ‍« دروس ‍» شميران نشان مي دهد كه در اين منطقه ، در هزاره دوم پيش از ميلاد ، مردمي متمدن زندگي مي كرده اند. همچنين كاوش هاي ديگري كه در ۲۸ سال پيش در ارتفاعات قيطريه انجام شد، حاكي از آن است كه اين پهنه در سه هزار سال پيش ، محل زندگي مردمي متمدن بوده است و همين بررسي ها نشان مي دهد كه ‍« تهران ‍» در اعصار قبل از اسلام از مناطق مذهبي بود ه و آيين زرتشتي در اين منطقه رونق داشته است . همچنين پرستش ‍« مهر ‍» و آيين ‍« ناهيد پرستي ‍» نيز در جلگه پهناور ‍« تهران ‍» از رواج كامل برخودار بوده است.

در متون قديم از محلات ‍« عودلاجان ‍» و ‍« چال ميدان ‍» و ‍« بازار ‍» و ‍« سنگلج ‍» به عنوان قديمي ترين مناطق ‍« تهران قديم ‍» ياده شده است . همچنين از مطالعه اين متون چنين برمي آيد كه مردم دهكده ‍« دولاب ‍» و ‍« تهران ‍» پيرو مذاهب اهل سنت و اهالي ‍« ونك ‍» و ‍« فرح زاد ‍» شيعه و زيدي مذهب بوده اند . در كتاب ‍« آثار البلاد ‍» زكرياي قزويني نيز ، كه مربوط به ۶۷۴ هجري قمري ( يعني ۷۴۴ سال پيش ) است ، اطلاعات جالبي درباره مردم اين دهكده وجود دارد در اين كتاب ‍« تهراني ‍» ها مردمي سرسخت و ياغي ، باج نده و ستيزه جو توصيف شده اند . همچنين آمده است كه ‍« تهران ‍» دوازه محله دارد و اهل هر محله با محله ديگر در نزاع اند و به سلطان وقت خراج نمي دهند ، خانه هايشان نيز در زير زمين است. اين نكته را ياقوت حموي نيز در كتاب ‍« معجم البلدان ‍» آورده و نوشته است : ‍« خانه ها ي ايشان را ديديم كه به تمامي در زير زمين ساخته شده است و راه عبور درهايي كه به خانه ها مي رسد ، در نهايت تاريكي و صعوبت عبور است ، اين كار را براي جلوگيري از تهاجم شبانه و غارت سپاهيان مي كنند و ، هر گاه خانه ها چنين نمي بود ، كسي در آنجا باقي نمي ماند . ‍»

● روزي كه تهران پايتخت ايران شد

گرچه امروزه انتخاب تهران به عنوان پايتخت ايران از ديد كارشناسان محيط زيست خبطي بزرگ و خطايي نابخشودني به شمار مي آيد ، اما آن روز كه آقا محمد خان قاجاراين دهكده كوچك را پايگاهي براي استقرار حكومت قاجار قرارداد ، تصميمي درست ، بجا و سرنوشت ساز گرفت ، زيرا موقعيت نظامي – جغرافيايي تهران طوري بود كه پشت سرش در شمال ، چابك سواران قاجار گوش به زنگ بودند و زير پايش در مركز و جنوب ايران ، مهم ترين مدعيان سلطنت خونين ترين نبردها را تدارك مي ديدند . در شرايطي كه ملوك الطوايفي و خانخاني ، ايران را تكه تكه كرده بود و در هر گوشه اي خاني سر برآورده ، ادعاي سلطنت مي كرد ، مهمترين عامل در انتخاب پايتخت موقعيت نظامي – جغرافيايي آن بود ؛ و تهران مي توانست همان جايي باشد كه آقا محمد خان مي خواست يعني مركز ثقل سلطنت جديد و ستاد نظامي خان قاجار . روزگار به كام خون آشامان بود . هنوز چند سالي بيشتر از مرگ نادر نمي گذشت كه خون آشام ديگري ، كه البته نبوغ نظامي هم داشت ، سر برآورده بود تا آنچه را نادر فرصت ويران كردنش را پيدا نكرده بود ، او به ويراني بكشاند و بيگناهاني را كه اجل به نادر مهلت نداده بود خونشان را بريزد ، او از دم تيغ بي دريغ بگذراند ، و خانمان ها بر باد دهد و كله منارها بسازد .

در غرب هم جمهوري خواهان فرانسه به قدرت رسيده بودند . ‍« بناپارت ‍» در آستانه ظهور بود تا چند صباحي ديگر ، آن سوي دنيا را به خاك و خون بكشد ؛ با جانشين همين ‍« خواجه تاجدار ‍» طرح دوستي بريزد ، سفير فوق العاده به دربار او بفرستد ، هداياي بيشمار ، مستشاران نظامي و اسلحه و ساز برگ روانه كند و در گرما گرم نبرد ، رفيق نيمه راه باشد ، ايران را تنها بگذارد ، ملت ايران را وجه المصالحه روس و انگليس كند و چنان بار كمر شكني بردوش اين مردم بي گناه بگذارد كه تا ‍« انقلاب اسلامي ‍» زمين گذاشتني نباشد. باري ، تهران به خاطر شرايط بسيار مساعد سوق الجيشي اش عملاً پايتخت و ستاد نظامي ‍« خواجه تاجدار ‍» شد . اما تهران چه بود و چه داشت ؟ هيچ ! دهكده يي بود با ده پانزده هزار جمعيت . نه كاخي داشت تا سزاوار پادشاه باشد ، و نه مهمانسرايي كه آبروي ‍« خواجه تاجدار‍» را در پيش سفيران شاهان و فرمانروايان جهان حفظ كند .

سيصد سال پيش از آنكه خواجه تاجدار تهران را پايتخت خود كند ، به دستور شاه طهماسب اول صفوي ، فرزند شاه اسماعيل مؤسس اين سلسله ، با رويي به گرد اين آبادي كشيدند ، و اين كار هيچ دليلي نداشت جز اينكه پايتخت شاه طهماسب اول در قزوين بود و چون او غالبا به زيارت حضرت عبدالعظيم ( ع ) مي آمد، مي خواست در جوار حرم مطهر استراحتگاهي داشته باشد . تاريخ نويسان نوشته اند كه : ‍« شاه طهماسب در سنه ۹۶۱ هجري قمري فرمان داد تا بارويي دور تهران بنا كنند . مسافت اين بارو ، شش هزار قدم بود . و نيز شاه طهماسب دستور داد تا به عدد سوره هاي مباركه قرآن مجيد ۱۱۴ برج در اين بارو بسازند و در هر برجي يك سوره از سوره هاي قرآن كريم را حك كنند . همچنين به دستور شاه طهماسب صفوي ، براي تهران چهار دروازه ساختند كه رو به چهار سوي دنياي پيرامون داشت، (از شمال به ميدان توپخانه و خيابان سپه، از جنوب به خيابان مولوي، از شرق به خيابان ري و از غرب به خيابان وحدت اسلامي (شاپور) محدود مي‌شد) و دور تا دور آن خندقي كندند و از خاكش ، قلعه و برج هاي آن را ساختند . چون خاك خندق ها براي ساخت و ساز برج و بارو كفايت نمي كرد از دو محله شهر خاكبرداري كردند . از همان زمان اين دو محل معروف شد به ‍« چال ميدان ‍» و ‍« چال حصار ‍» . ‍»

منطقه شمالي تهران به ظاهر از روزگار گذشته به شاهان و اميران و بزرگان اختصاص داشته ، و اين همان منطقه اي است كه بازار تهران و كاخ گلستان در آن قرار دارند . در محلي كه پادشاهان قاجار بعدها در آن ارك سلطنتي و كاخ گلستان را بنا كردند قبلاٌ به دستور شاه عباس باغي احداث شده بود به نام ‍« چها ر باغ ‍» و چنارها ي كهن آن به چنارهاي شاه عباسي معروف بوده است .

اين بود وضع تهران به هنگام ورود آقا محمد خان قاجاربه اين شهر ، اما در همان دهه اول فرمانروايي او ، تهران بطور محسوسي رو به آباداني گذاشت . ‍« مسيو اوليويه ‍» ، سياستمدار و پزشك فرانسوي كه در اوان ظهور آقا محمد خان قاجار به تهران آمده است ، پايتخت جديد ايران را اين طور توصيف مي كند : ‍« تهران در سطحي خوب و هموار ، كه به خوبي آبياري شده است، واقع است . قله دماوند ، كه قريب به ده فرسخ در جهت شرقي تهران است ، از همه قله هاي اين سلسله جبال مرتفع تر است و همواره و در تمام فصول مستور از برف است و بعضي اوقات دود از قله آن بيرون مي آيد . عقيده اهالي اين است كه روح يكي از سلاطين بدكار ايران در اين كوه در عذاب است ‍» .

پيترودلاواله ‍» ، كه در سال ۱۶۱۸ ميلادي ( ۱۰۲۸ هجري قمري ) از تهران گذشته ، نوشته است كه : ‍« اين آبادي وسيع و بزرگ است ، اما جمعيت كمي دارد . اكثر محلات اين شهر باغستانهايي است كه درختان ميوه دارند . تمامي كوچه ها آب جاري دارند و با سايه درختان چنار پوشيده شده اند ، به همين جهت اين شهر را ‍« شهر چنار ‍» ناميده اند . غير از اين ، چيزي كه در خور گفتن باشد ، در اين شهر ديده نشد ‍»

در ايام سلطنت سلسله صفويه ، شهر تهران شهر چندان قابلي نبوده است و جمعيت كمي كه در آن ساكن بوده اند ، مايه شهرتي براي اين شهر نشده اند . تهران مزيتي نداشته است جز اينكه اراضي آن وسيع و حاصلخيز بوده و به خوبي آبياري مي شده است . مردم تهران دهقان و زارع بوده اند ، و محصولات زمين هاي آنان ، غير از گندم و جو و حبوبات ، چيز ديگري نبوده است . البته چون گله هايي هم داشتند ، پشم نيز عمل مي آورند و تمامي اين پشم به قزوين و قم حمل مي شده است . در فتنه افغان ، مهاجمين افغاني به بهانه اينكه دروازه شهر را دير گشوده اند، دست به كشت و كشتار مردم تهران زدند و شهر را بكلي خراب كردند .

● آباداني تهران در زمان خواجه تاجدار

‍« مسيو اوليويه ‍» در يادداشت هاي خود پس از اشاره به سوابق تاريخي تهران و بناهاي صفوي و خراب شدن و انهدام آن بنا ها در فتنه افغان ، مي نويسد :

‍« آقا محمد شاه كه پايتخت خود را در اين شهر قرار داد ، كاروانسر اهاي خوب و مكان هاي مرغوب بنا كرد . چنانكه امروزه تهران بهترين شهر هاي مملكت ايران شمرده مي شود . ارك و عمارت شاهي ، كمال وسعت و نيكويي عمارت و زينت باغ و فراواني آب را دارد اين ارك در طرف شمالي شهر واقع شده و به قدر يك چهارم شهر بزرگي دارد و مانند خود شهر به شكل مربع با ديوارهاي بلند و عريض با خندقي پهن و عميق ، مصون و محفوظ است و تمامي اين حصار از گل ساخته شده است . حصار شهر ، همان طور كه گفته شد ، مربع است و به مقدار دو ميل ( هر ميل ۱۶۰۰ متر ) بيشتر دور دارد ، اما به قدر نصف داخل آن مسكون نيست . باغهاي وسيع پر از درخت ميوه در آن است و در وسط هر ضلعي از بارو ، دروازه يي ساخته اند كه به هنگام ضرورت و محاصره ، به وسيله برج هاي گرد و مدور ، كه به قدر سيصد قدم بيشتر است و دو عراده توپ در آن مي توان جاي داد ، شهر و دروازه ها محفوظ مي مانند . ‍»

‍« مسيو اوليويه ‍» ، سياستمدار و پزشك معروف فرانسوي ، آن گاه به پيش بيني آينده تهران مي پردازد و عظمت امروزي تهران را پيش بيني . و به عبارت بهتر پيشگويي مي كند :

‍« با وجود سعي و كوشش زيادي كه آقا محمد شاه در ازياد جمعيت شهر به عمل مي آورد و حمايت و اعانتي كه از كسبه و تجار مي كند ، خاصه آنهايي كه به تازگي به تهران مهاجرت كرده در آن شهر مسكن مي كنند ، هنوز جمعيت آن تاريخي كه ما وارد شديم ( ۱۲۱۱ هجري قمري ) بيشتر از پانزده هزار كس نبود . قراول و عملجات ديواني را نيز كه به قدر سه هزار نفر مي شدند ضمن اين جمعيت به شمار آورديم به نظر مي رسد كه اگر جانشينان آقا محمد شاه در اين شهر سلطنت كنند جمعيت اين شهر بسيار عظيم شود ‍» .

● هواي تهران سالم نيست

‍« مسيو اوليويه ‍» آن گاه به آب و هواي تهران اشاره مي كند و از گرمي هوا و ناسالمي آن مي نالد و درجه حرارت را در تابستان ۲۷ الي ۳۰ درجه ذكر مي كند، بقيه خاطرات او را مي خوانيم:

‍« هواي تهران سالم نيست. در اواخر تابستان در اينجا امراض خطرناك و نوبه و تب و لرز صفراوي عموميت پيدا كرده كه تا اواسط زمستان ادامه دارد. در فصل تابستان غير از اشخاصي كه به جهت ضرورت شغلي و يا كارهاي لازم و ضروري مجبور به توقف در تهران باشند، يا بي چيزي و فقر مانع از حركت آنها باشد، كسي در شهر نمي ماند اهل تهران تا اواخر پائيز كه خطر ناكترين اوقات است در خارج شهر مي مانند و بعد مجدداً به شهر برمي گردد. درجه حرارت و گرمي در تهران به ۲۷ تا ۲۸ درجه مي رسد و باد شمال، كه تابستان منضماً از جانب درياي خزر مي وزد و هوا را معتدل مي كند، در ماه هاي ‍« ژوئن ‍» و ‍« اوت ‍» قطع مي شود يا اينكه باد، شرقي يا غربي مي شود اگر چه اين امر به ندرت اتفاق مي افتد، ولي در صورت شرقي يا غربي شدن باد حرارت به ۲۹ الي ۳۰ درجه مي رسد. ‍»

● آب تهران طعم آب مرداب را دارد !

‍« مسيو اوليويه ‍» آن گاه به آب نا سالم و سنگين تهران اشاره كرده مي نويسد :

‍« علاوه بر نا سازگاري هوا ، بدي آب است كه طعم آب مرداب را دارد. آب تهران تمامي، از جانب كوه مي آيد و فراوان است بوي آب تهران از آن جهت است كه مسير قنات ها را درست پاك نمي كنند. ايرانيان، به استعمال يخ بسيار مايل و راغب هستند، لذا در تمامي شهر ها يخچال دارند و در فصل تابستان يخ به وفور وجود دارد و ارزان مي فروشند ايرانيان يخ را مثل قند و نبات مي خورند ‍»

● ورود آزاد ، خروج ممنوع 

‍« مسيو اليويه ‍» آن گاه به مقررات خروج از تهران اشاره كرده مي نويسد: ‍« به علت آنكه در تهران بسياري از اشخاص، از بزرگان و روساي قبايل، به عنوان گروگان آقا محمد خان قاجار وجود دارند كه حق خروج از پايتخت را ندارند ، در اين صورت هر كس به تهران داخل مي شد مانعي نبود ، اما هر كس مي خواست از دروازه بيرون رود بايد از حاكم شهر اجازه مخصوص مي گرفت و الا مانع مي شدند . ‍»


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۷ خرداد ۱۴۰۱ساعت: ۰۵:۴۲:۵۲ توسط:علي موضوع:

ريشه اسم تهران و محله‌هاي آن

آيا تا به حال به اين فكر كرده‌ايد كه چرا اسم تهران، تهران است؟ يا اصلا به اين فكر كرده‌ايد كه اسم محله‌هاي تهران از كجا آمده؟ اگر جواب اين سوال‌ها برايتان جذاب است، اين پست را تا انتها بخوانيد.

 

وجه تسميه تهران؛ طهران، طاهران يا مكان گرم؟!

روايت‌هاي مختلفي براي نام تهران وجود دارد و نظرات مختلفي براي ريشه آن مطرح شده است. در بسياري از منابع مانند كتاب تهران قديم اثر جعفر شهري، ذكر شده كه نام تهران متشكل از دو كلمه ته (پايين) و ران (دامنه) است و از آنجايي كه اين شهر در پايين دامنه كوه‌هاي البرز قرار دارد، نامش معناي پايين دامنه مي‌دهد. مرحوم سعيد نفيسي در آثار خود ذكر كرده كه در گذشته مردم اين ناحيه براي پناه گرفتن در برابر جنگ و حملات، به زيرزمين‌ها پناه مي‌بردند و نام تهران از دو واژه ته يعني زير و ران بن مضارع راندن تشكيل شده است و به عبارتي مي‌توان گفت در مواقع اضطرار به ته ميراندند!


اما وجه تسميه‌اي ديگر كه رواج بيشتري دارد، متعلق به مرحوم كسروي است، وي معتقد بود نام تهران از دو واژه ته (به معني گرم) و ران (به معني مكان) تشكيل مي‌شود و بر اين اساس نام تهران به معني جاي گرم است. همانطور كه ريشه نام شميران معني جاي سرد و خنك دارد (شمي: سرد).

در برخي منابع، نام تهران ريشه‌اي فارسي دارد و نامش را به عطارد يا تير نسبت مي‌دهند. برخي نيز معتقدند شخصي كه با آبادسازي تهران همت گماشته، تيرداد نام داشته است و بر همين اساس نام تيران را بر اين منطقه نهاده‌اند كه به مرور به تهران تغيير يافته است.

حسين قلي خان ايلخاني مدتي در ري و شميرانات ساكن بوده و در نوشته‌هاي خود مردم تهران را مردمي طهيرالچهره معرفي كرده است كه هميشه جامه‌هاي پاكيزه بر تن مي‌كنند، آب و هواي خوب و تميز مصرف مي‌كنند و آداب‌دان هستند. به همين ترتيب اين ناحيه را طهيران ناميدند و سپس به "طهران" معروف شد. گروهي نيز معتقدند در گذشته‌هاي دور، تيره‌اي از خاندان طاهري خراسان در اين منطقه ساكن بودند و نام تهران به ريشه طاهرانبرمي‌گردد.

ريشه نام محلات قديمي تهران

تهران محلات مختلفي دارد كه نام هر كدام از آن‌ها را كه ريشه‌يابي كنيم، به اطلاعات جالبي مي‌رسيم. نام هر محله، تاريخ جالبي را در پس خود دارد و اغلب آن‌ها از نام يك شخصيت برجسته تاريخي گرفته شده‌اند. در ادامه وجه تسميه محلات تهران را شرح داده‌ايم.


•    محله منيريه: محله مُنيريّه يكي از محلات قديمي تهران به شمار مي‌رود كه در دوره قاجاريه از بخش‌هاي اعيان‌نشين تهران محسوب مي‌شده است. ريشه نام اين محله اصيل از نام منير السلطنه مادر كامران ميرزا پسر ناصرالدين‌شاه و نايب‌السلطنه او، منتج مي‌شود. منير السلطنه در عمارت منيريه كه در گذشته در اين محله قرار داشت، ساكن بود.

•    كامرانيه: زمين‌هاي محله كامرانيه در گذشته ابتدا متعلق به ميرزا سعيد خان انصاري، وزير امور خارجه ناصرالدين‌شاه بود اما بعدها كامران ‌ميرزا، فرزند ارشد ناصرالدين‌شاه، زمين‌هاي جماران و حصار بوعلي را خريد و به تصرف خود درآورد. كامران ميرزا در اين منطقه كه در نزديكي كاخ صاحبقرانيه قرار داشت، باغ و اقامتگاه تابستاني براي خود ساخت و نامش را كامرانيه ناميد.

•    آجودانيه: فردي به نام آقا رضا آجودان مخصوص اقبال‌السلطنه، عكاس‌باشي وزير قورخانه بوده به پاس خدماتش، نامش را بر محله آجودانيه در شمال شهر تهران گذاشته‌اند.

•    اميريه: نامش را از نام اميركبير ميرزا نايب السطلنه مي‌گيرد.

•    اختياريه: فردي به نام غلامحسين غفاري صاحب اختيار وزير مخصوص امين خلوت و وزير دربار اعظم بوده است و امروزه نامش بر محله اختياريه گذاشته شده است.

•    فرمانيه: محله فرمانيه تهران نامش را از نام شاهزاده عبدالحسين ميرزا فرمان فرما نخست‌وزير سال‌هاي پاياني دوران حكومت قاجاري برگرفته شده است. اين ناحيه تا مدت‌ها جزء املاك خاندان فرمان فرمائيان، از خانواده‌هاي ثروتمند تهراني بود

•    اميرآباد: نام محله امير آباد از نام اميرنظام اتابك اعظم مشهور به اميركبير منتج مي‌شود.

•    سليمانيه: محله سليمانيه يا اصفهانك تهران، نامش را از نام امير سلطان خان قاجار اسكندرلوي قوانلو عضد‌الملك خازن‌السلطنه برگرفته شده است.

•    يوسف آباد: نام محله يوسف آباد تهران با نام ميرزا يوسف آشتياني صدراعظم مستوفي الممالك هم ريشه است.

•    علي آباد: به عقيده بسياري از پژوهشگران پيشينه نام محله علي آباد به نام حاجي محمدعلي خان امين‌السلطنه آخرين صندوقدار ناصرالدين‌شاه مي‌رسد.

•    محموديه: گفته مي‌شود نام محله محموديه تهران از نام ميرزا محمودخان علامير احتشام‌السلطنه، دومين رئيس مجلس شوراي ملي گرفته مي‌شود.

•    اقدسيه: به باور برخي، زمين‌هاي اقدسيه در گذشته به صندوقدار ناصرالدين‌شاه تعلق داشت كه پس از اهداي اين اراضي به امينه اقدس ملقب به اقدس الدوله، همسر ناصرالدين‌شاه، به اين نام معروف شده است. البته برخي نيز معتقدند اين نام هيچ ربطي به امينه اقدس ندارد.

•    مسعوديه: نام محله مسعوديه تهران به نام مسعود ميرزا ظل‌السلطان يمين‌الدوله برمي‌گردد.

•    مجيديه: سلطان عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله صدراعظم اتابك اعظم دليل نام‌گذاري اين محله از تهران به حساب مي‌آيد.

•    جلاليه: وجه تسميه محله جلاليه تهران به نام سلطان حسين ميرزا جلال الدوله از فرزندان مسعود ميرزا ظل السلطان برمي‌گردد.

•    داووديه: نام اين محله از تهران منتسب به نام ميرزا داوود خان خواجه نوري پسر ميرزا آقاخان نوري اعتماد الدوله صدر اعظم است.

•    حكيميه: محله حكيميه تهران نامش را از نام ميرزا علينقي حكيم الممالك والي مشاورالسلطان گرفته است.

•    احتسابيه: نامش را از اسم محمدتقي خان احتساب الملك، پسر عبدالعلي خان اديب‌الملك مي‌گيرد.

•    جمشيديه: محله جمشيديه كه در شمال تهران قرار دارد و نامش را از نام جمشيد خان دولوقاجار مستشار اعظم مي‌گيرد.

•    جمشيد آباد: برخي نام اين محل را به ارباب جمشيد زردشتي منتسب مي‌دانند.

•    عباس آباد: نام محله عباس آباد از نام ملا عباس ايرواني صدر اعظم قاجاريان گرفته شده است.

•    نازي آباد: برخي به اشتباه معتقدند نام اين محل به دليل استقرار نظاميان نازي آلمان در آن به نازي آباد معروف شده است اما ريشه اصلي آن به پرندگاني كوچك به نام نازي (اليكايي) برمي‌گردد كه نازي آباد زيستگاه مناسبي براي آن‌ها محسوب مي‌شد.

•    جواديه: ميرزا سيد زين‌العابدين امام جمعه ظهيرالاسلام، نام پسر دومش ميرزا سيد جواد ظهيرالاسلام را بر اين ناحيه گذاشت.

•    حسن آباد: نام ميرزا حسن خان مستوفي الممالك پسر ميرزا يوسف آشتياني مستوفي الممالك صدر اعظم قاجاريان، دليل نام‌گذاري اين محله محسوب مي‌شود.

•    قاسم آباد: نام اين محله از تهران نيز از نام قاسم، پسر آقا محمد حسن صندوقدار، از روساي صندوق‌خانه زمان ناصرالدين‌شاه گرفته شده است.

•    تهرانپارس يا مجيد آباد: وجه تسميه تهرانپارس يا مجيد آباد به نام مجيد خان، پسر ميرزا محمد خان ابري حاجب الدوله مي‌رسد كه در جواني درگذشت.

•    مهرآباد: دوستعلي خان معير الممالك ملك اين منطقه را مهريه عروسش فاطمه خانم عصمت الدوله دختر ناصرالدين‌شاه و همسر اميردوست خان معيرالممالك قرار داد و همين دليل به مهرآباد معروف شد.

•    شمس آباد: محله شمس آباد كه امروزه محدوده هروي و مجيديه محسوب مي‌شود، نامش را از شاهزاده سلطان عبدالحميد ميرزا عضد الدوله ملقب به شمس الملك پسر سلطان عبدالمجيد ميرزا عين الدوله گرفته است.

•    شهرك غرب: از آنجايي كه اغلب مجتمع‌ها و ساختمان‌هاي مسكوني اين منطقه با طراحي مهندسين آمريكايي ساخته شده است، نام شهرك غرب را بر اين منطقه نهاده‌اند.

•    سيد خندان: سيد خندان به پيرمرد گشاده‌رو و خنده‌رويي اطلاق مي‌شده است كه با پيشگويي‌هاي درستش در بين مردم آن زمان معروف بوده است.

•    جماران: سه روايت متفاوت براي نام جماران وجود دارد، از طرفي اراضي اين منطقه متعلق به سيد محمدباقر جماراني از روحانيون دوره ناصرالدين‌شاه قاجار بوده است و از طرفي ديگر، برخي معتقدند در گذشته در كوه‌هاي جماران مارهاي زيادي زندگي مي‌كردند. جمر نيز به معني سنگ است و برخي نيز معتقدند نام جماران به دليل وجود سنگ‌هاي بزرگ در كوه‌هاي اين منطقه، انتخاب شده است.

•    پل رومي: پل رومي پل كوچكي بوده كه سفارت‌هاي تركيه و روسيه را به هم وصل مي‌كرده است. از نظر برخي از مردم نيز، نام اين محله از نام مولانا جلال‌الدين رومي گرفته شده است.

•    دركه: درباره علت دقيق نام دركه اطلاعات دقيقي در دست نيست اما بر اساس روايت برخي از مردم، به دليل كوهستاني بودن اين منطقه، روايت است كه در گذشته براي حركت در برف از كفش‌هايي به نام "درگ" استفاده مي‌شده است.

•    دزاشيب: وجه تسميه محله دزاشيب به قلعه‌اي بزرگ به نام آشِب مي‌رسد كه در اين منطقه در نزديكي تجريش قرار داشته است. در گذشته به اين محله دز آشوب و دزج سفلي گفته مي‌شد.

•    زرگنده: در اين محل سكه‌هاي طلا و اشيا قيمتي زيادي كشف شده و احتمال مي‌رود دليل نام‌گذاري‌اش همين باشد.

•    قلهك: ريشه نام قلهك به دو كلمه قله و ك مي‌رسد. قله معرب واژه كله، مخفف كلات يا قلعه به شمار مي‌رود. قلهك در گذشته آبادي مهمي بوده است كه محل تلاقي گذرگاه‌هاي ونك، شميران و لشگرك محسوب مي‌شده است.

•    نياوران: در ابتدا نام اين محله "گردوي" بوده است و بعدها در زمان سلطنت ناصرالدين‌شاه به نياوران تغيير پيدا كرد. نياوران از دو كلمه "نيا" به معني عظمت و قدرت و "ور" به معني صاحب ريشه مي‌گيرد و معني كاخ داراي عظمت دارد.

•    ونك: دو كلمه "ون" به معني درخت و حرف "ك" علامت صفت، تركيب نام محله ونك را تشكيل مي‌دهد.

•    پل چوبي: اين محله تاريخ بلندبالايي دارد؛ در گذشته براي دفاع از شهر، خندق‌هايي در اطراف دروازه‌هاي شهر حفر مي‌كردند كه دروازه شميران نيز يكي از آن‌هاست. براي عبور از روي اين خندق‌ها از پل‌هاي چوبي متعددي استفاده مي‌شد. امروزه از هيچ‌كدام از پل‌ها خبري نيست اما نامش همچنان تاريخ اين منطقه را با خود حمل مي‌كند.

•    شميران: شميران از دو واژه شمي يا سمي به معني سرد و ران به معني جايگاه منتج مي‌شود و به معني جايگاه سرد است. در گذشته قلعه‌هاي نظامي به نام قلعه شميران نيز در اين منطقه وجود داشته است.

•    گيشا: نام گيشا در گذشته كيشا بود و از تركيب نام بنيان‌گذاران اين منطقه به نام‌هاي كينزاد و شاپوري برگرفته شده است.

•    عودلاجان: عودلاجان يا اودلاجان محله‌اي قديمي در تهران است كه تورهاي تهران‌گردي زيادي با عنوان تور عودلاجان در ايام مختلفي از سال، علاقه‌مندان را به ديدن اين محله تاريخي مي‌برد. اين محله از خيابان خيام تا ناصر خسرو و پامنار و ميدان توپخانه را در برمي‌گيرد. در گذشته اين ناحيه به همراه ناحيه سنگلج، محل تقسيم آب و فرستادن آب به ساير نقاط تهران بوده‌اند. مرحوم كريمان عودلاجان را معرب كلمه اودلاجان مي‌داند. اين واژه از دو بخش "اُو" به معني آب و دلاجان، دراجيدن، دلاجيدن و به معني تقسيم كردن آب تشكيل شده است.

•    سنگلج: سنگلج نيز در كنار عودلاجان از سرچشمه‌هاي اصلي آب بوده است و از تركيب دو كلمه سنگ و رج (به معني رج بندي و تقسيم آب با پاره‌هاي سنگ) تشكيل مي‌شود.

•    چاله ميدان: اين محل در دوران صفويه محل برداشت خاك و گودبرداري جهت حصاركشي بود و چاله‌ها و گودال‌هاي زيادي به همين دليل در آن وجود داشت.

•    فرحزاد: به دليل وجود آب و هواي مطبوع و فرح‌بخش، مي‌توان گفت كه اين مكان را فرحزاد ناميده‌اند.




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ خرداد ۱۴۰۱ساعت: ۰۶:۱۴:۵۹ توسط:علي موضوع:

معرفي ميدان‌هاي تهران

به هرجاي قديمي تهران كه نگاه كنيم، يك قصه‌اي پشتش دارد. تاريخ تهران مثل تاريخ كل ايران پر از اتفاقات عجيبي است كه توي كوچه پس‌كوچه‌ها و ميدان‌هاي شهر خودش را پنهان كرده. توي اين نوشته به سراغ معرفي قديمي‌ترين و مهم‌ترين ميدان‌هاي تهران رفته‌ايم.

ميدان‌ها در تمام شهرهاي كوچك و بزرگ محلي براي بسياري از امور مهم و اتفاقات خاص تاريخي است. حتي نام ميدان‌ها با حساسيت بيشتري انتخاب مي‌شود. در اين نوشته به سراغ معرفي ميدان‌هاي تاريخي تهران مي‌رويم.

 

ميدان آزادي ، جايي براي جشن‌هاي ۲۵۰۰ ساله

 

ميدان آزادي اولين تصويري است كه با نام تهران گره خورده است. ميدان آزادي نماد تهران است. اين ميدان عظيم در دوران پهلوي بنا شد. هدف از ساخت بنا برگزاري جشن‌‌هاي ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهي ايران بود. اين ميدان از قديمي‌ترين ميدان هاي تهران است. تا پيش از انقلاب ميدان آزادي را ميدان شهياد مي‌خواندند. اين ميدان از شرق به خيابان آزادي ، از شمال به بزرگراه محمدعلي جناح، از غرب به بزرگراه لشگري (جاده مخصوص كرج) و از جنوب به بزرگراه آيت‌الله سعيدي پيوند دارد.

 

اين بنا با طراحي و معماري حسين امانت ساخته شد. ميدان آزادي با مركزيت برج آزادي يكي ازديدني‌هاي خاص تهران است. اين اثر بزرگ‌ترين ميدان ايران محسوب مي‌شود.

ميدان امام خميني ، داستاني طولاني در ميدان هاي تهران

اين ميدان در طول زمان تغييرات بسياري ديده است. ميدان امام خميني در يكي از مناطق مهم تهران است. اين ميدان در سال ۱۲۸۴ هجري قمري در دوره‌‎ي ناصرالدين شاه و به دستور امير كبير ساخته شد. ميدان امام خميني از ميدان هاي تهران است كه در پلاني مستطيلي بنا شده است.

اين اثر يكي از نخستين گذرگاه‌هاي تهران است كه سنگفرش و آسفالت شده است. بناي ميدان حدود ده سال طول كشيد. روزگاري اكثر ساختمان‌هاي مهم شهر در اطراف اين ميدان بودند. ساختمان نظميه، آن ساختمان بانك شاهي ايران، ساختمان اداره بلديه، ساختمان تلگرافخانه، اداره عبور و مرور و… از اين بناهاي مهم بودند. در گذشته ميدان امام خميني با اسامي ميدان توپخانه، ميدان سپه شناخته مي‌شد. اين مكان محلي بود براي رژه، اعدام‌ها و بسياري از حوادث مهم ديگر. گشت و گذار در اين منطقه بسيار لذت‌بخش است و شما را به دل بافت تاريخي تهران مي‌برد.

ميدان انقلاب ، بوي خوش كاغذ و كتاب

ميدان انقلاب يكي از اصلي‌ترين ميدان هاي تهران است. اين ميدان در گذر ايام حوادث مختلفي را سر گذرانده. ميدان انقلاب در دوره‌هاي مختلف به نام  ميدان ۲۴ اسفند يا ميدان مجسمه شناخته مي‌شد. دليل اين نام‌گذاري تولد رضا شاه در تاريخ ۲۴ اسفند بود. به همين مناسبت مجسمه‌اي تمام قد از او را در مركز ميدان قرار داده بودند. به مرور با تغييرات مختلفي كه در كشور اتفاق افتاد اين ميدان نيز تغيير كرد. در حال حاضر گنبدي آبي رنگ در ميانه‌ي ميدان خودنمايي مي‌كند. ميدان انقلاب پاتوق دانشجويان است. اطراف ميدان پر است از كتابفروشي، كافه و سينماهاي مختلف. اگر هوس يك پياده روي جانانه و خوش رنگ داريد به اين ميدان سر بزنيد.

ميدان فردوسي ، به ياد ياقوت


يكي ديگر از ميدان هاي تهران كه حوادث بسياري ديده است همين ميدان است. ميدان فردوسي محلي بود براي بسياري از مقاومت‌ها و اعتراض‌هاي سياسي. اين ميدان در طي مراسمي بسيار باشكوه در ۱۷ خرداد ۱۳۳۸ ميزبان مجسمه‌ي ابوالقاسم فردوسي شد. اين اثر ساليان سال است كه از نمادهاي مهم شهر تهران است. علاوه بر تمام حوادث سياسي و اجتماعي مهمي كه در ميدان رخ داد، نام اين ميدان با زن سرخ پوش گره خورده است. زني كه هر روز عصر با لباس‌هايي سرخ در ميدان به انتظار كسي مي‌نشست. روايت‌هاي درباره‌ي ياقوت بسيار است و هيچكس راز او را كشف نكرد. ميدان فردوسي در حال حاضر مركزي است براي انجام معاملات صرافي‌ها.

 

ميدان راه آهن ، اثري ملي

 

يكي از ميدان هاي تهران كه در ليست آثار ملي ايران قرار دارد. مجموعه‌ي ميدان راه آهن در روزگار حكومت پهلوي اول بنا شد. اين اثر در تاريخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شماره‌ي ثبت ۳۶۳۹ به ثبت ملي رسيد. ميدان راه آهن يكي از شلوغ‌ترين ميدان‌هاي شهر است. اگر دوربيني به‌دست داريد و مي‌خواهيد به ثبت زندگي جاري بپردازيد، به سوي راه آهن حركت كنيد.

ميدان هفت تير ، به زودي ميداني زير زميني

ميدان هفت تير پيش از انقلاب به نام ميدان بيست و پنج شهريور شناخته مي‌شد. اين تاريخ مصادف با روز آغاز پادشاهي محمدرضاشاه پهلوي بود. اين ميدان يكي از ميدان هاي مركزي تهران محسوب مي‌شود. اطراف هفت تير را فروشگاه‌هاي و شركت‌هاي مختلفي فرا گرفته‌اند. علت نام‌گذاري اين روز بر ميدان حادثه بمب‌گذاري در دفتر حزب جمهوري اسلامي در هفتم تير ۱۳۶۰ است. طبق نقشه‌ي جديد كه شهرداري تهران ارائه كرده است اين ميدان طي پروژه‌اي بزرگ به ميداني زير زميني تبديل مي‌شد.

ميدان وليعصر ، يك سازه‌ي شهري مهم


از ديگر ميدان هاي تهران كه اهميت فراواني دارد مي‌توان وليعصر اشاره كرد. اين ميدان پيش از انقلاب دلي عهد نام‌داشت. اين ميدان در نقطۀ برخورد خيابان ولي‌عصر، بلوار كريمخان زند و بلوار كشاورز قرار گرفته‌ است. اين ميدان مهم يكي از سازه‌هاي ديدني شهر است. اين پروژه‌ي بزرگ در ۷ طبقه و با ۴۵ هزار متر ساختمان احداث شده است. ميدان وليعصر يكي از ميدان‌هاي زير زميني تهران است.

ميدان دربند ، نام آشناي كوهنوردان

ميدان دربند در يكي از خوش آب و هواترين نقاط تهران قرار دارد. اين ميدان در منطقه‌اي به همين نام قرار دارد. يكي از درهاي كاخ به سمت اين ميدان باز مي شود. كوهنوردان اين منطقه را به‌خوبي مي‌شناسند.

 

ميدان نبوت ، جايي براي خريد

اين ميدان يكي از بزرگ‌ترين بازارهاي هدف براي براي خريداران است. ميدان نبوت مانند ساير ميدان هاي تهران پيش از انقلاب نام ديگري داشت. اين ميدان را هفت حوض مي‌خواندند. علت اين نام‌گذاري وجود هفت حوض در مركز ابتدايي ميدان بود. رفته رفته تعداد اين حوض‌ها بيشتر شد. مراكز خريدي كه در اين منطقه قرار دارند، اين‌جا را شلوغ و پر از رفت و آمد كرده‌اند. ميدان هفت حوض در محله‌ي نارمك قرار دارد. اين ميدان شب‌ها با نورپردازي‌هاي فوق‌العاده ديدني‌تر مي‌شود.

ميدان امام حسين ، يادگاري از چشم‌هاي فوزيه

ميدان امام حسين نيز در فهرست ميدان هاي قديمي تهران قرار مي‌گيرد. اين ميدان پيش از انقلاب به ياد يكي از همسران محمدرضا شاه، فوزيه نام داشت. اين ميدان در حال حاضر بسيار پر تردد است. ميدان امام حسين در حال حاضر يك پياده راه عظيم است. در اين مجموعه يادماني براي شهدا بنا شده است. حوالي عصر اين مكان بسيار شلوغ مي‌شود. عبور و مرور از طريق زير گذر ماشين رو امكان پذير است.

ميدان حسن آباد ، يك چهار گوشه‌ي باشكوه

 

ميدان حسن آباد يكي از خاص‌ترين ميدان هاي تهران است. اين ميدان با معماري ويژه‌ي خود چشم همه‌ي مردم شهر و مسافران را متعجب مي‌كند. ميدان حسن آباد كه اسامي مختلفي را داشته چهارگوشه‌اي است دلربا. نام نهايي ميدان هم‌نام با وارث اراضي آن، يعني حسن فرزند ميرزا يوسف آشتياني است. از نام‌‎هاي قبلي اين ميدان مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: ميدان ملك‌المتكلمين، ميدان هشت گنبد، ميدان پهلوي و ميدان ۳۱ شهريور اشاره كرد. ساخت و سازهاي مختلفي در دوره‌هاي متفاوت در شكل اين بنا رخ داد. در نهايت با همت شهرداري و سازمان ميراث فرهنگي شكل امروزي آن ثابت ماند.

تهران شهر باغ‌ها و ميدان‌ها بوده. به مرور با توسعه و نوسازي‌ها بخش عمده‌‎ي زيباهايي تهران از بين رفته است. اما هنوز بازديد از اين ميدان‌ها خالي از لطف نيست. به بازديد از اين ميدان‌هاي ارزشمند برويد و در بناهاي اطراف آن‌ها به جستجوي سرنخ‌هاي تاريخي بپردازيد. علاوه بر ميدان‌هايي كه در اين مطلب ذكر شده‌اند، مياديني قابل توجه ديگري در پايتخت هستند. شما هم در معرفي اين مكان‌ها با ما شريك شويد.

 

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ خرداد ۱۴۰۱ساعت: ۰۴:۵۶:۲۳ توسط:علي موضوع:

دلايل آلودگي هواي تهران

يكي از مشكلات جدي‌اي كه سلامتي مردم را در كلان‌شهرهاي صنعتي به خطر مي‌اندازد، آلودگي هواست. غير ممكن است در شهر تهران زندگي كرده باشيد و متوجه آلودگي هوا نشده باشيد. در اين پست سعي مي‌كنيم به طور كامل به توضيح علت‌هاي آلودگي هوا در تهران بپردازيم.

با توجه به روند افزايش جمعيت و صنعتي شدن بسياري از شهرها، آلودگي هوا به يكي از بزرگ‌ترين معضلات زيست‌ محيطي تبديل شده است. آلودگي هواي تهران نسبت به ساير نقاط كشور بيشتر است و علت اصلي اين امر، تعداد زياد ماشين‌ها و مصرف سوخت‌هاي هيدروكربني بنزين و گازوئيل است كه آلاينده‌هاي بسياري را توليد مي‌كند. همچنين بد نيست بدانيد كه تهران هفتمين شهر آلوده در جهان به شمار مي‌رود كه آمار ترسناكي‌ست!

دلايل آلودگي هواي تهران چيست؟

موارد زيادي به طور مستقيم و غيرمستقيم روي شاخص كيفيت هوا تاثير مي‌گذارند و باعث آلودگي هواي تهران و كلان شهرهاي صنعتي مي‌شوند كه به شرح زير هستند.

جمعيت

شايد بتوان گفت كه مهم‌ترين عامل آلودگي هواي تهران، رشد جمعيت است كه تبعات زيادي به همراه دارد. با گسترش جمعيت در شهر تهران و مهاجرت افراد از حومه، استان‌ها و حتي كشورهاي ديگر به تهران، موج وسيعي از ترافيك و آلودگي ايجاد مي‌شود.

وسايل نقليه و سوخت‌هاي فسيلي

 عامل اول در كنار تمايل مردم به استفاده از وسايل نقليه شخصي، سبب شده تا دود و آلاينده‌هاي مضر هوا به شدت افزايش يابد. هيدروكربن‌‌ها، اكسيدهاي نيتروژن و مونوكسيد كربن از مضرترين آلاينده‌هاي خروجي از اگزوز ماشين‌ها و موتورها هستند كه هر يك از آن‌ها موجب بروز و تشديد بيماري‌هاي قلبي، تنفسي، ريوي و بسياري از آسيب‌هاي ديگر مي‌شوند.

پالايشگاه‌ها و كارخانه‌ها

استفاده از سوخت‌هاي فسيلي در پالايشگاه‌ها و كارخانجات با توليد گازها و مواد شيميايي مضر، تاثير مهمي بر آلودگي هواي تهران و ساير شهرها مي‌گذارد.

كودهاي شيميايي

برخلاف كودهاي حيواني كه اثرات منفي زيست‌ محيطي ندارند، كودهاي شيميايي مورد استفاده در كشاورزي باعث آلودگي هوا، محيط‌ زيست و آب‌هاي سطحي و زيرزميني مي‌شوند.

مصارف خانگي

بسياري از فعاليت‌هاي خانگي موجب آلودگي خانه و هوا مي‌شوند. استفاده از وسايل گرمايشي مانند بخاري و آبگرمكن برقي، اجاق گاز، عطر و ادكلن و… باعث توليد گازهاي مضر مي‌شوند.

وارونگي دما

در حالت طبيعي هر چه از سطح زمين بالاتر مي‌رويم، دماي هوا كاهش مي‌يابد اما هنگام وارونگي دما، يعني عكس اين عمل، لايه هواي گرم بالا مي‌رود و هواي سرد به علت وزن بيشتر، در ارتفاع پايين ثابت مي‌ماند. اين پديده باعث مي‌شود تا دود خروجي از دودكش‌ها، گازها و مواد شيميايي حاصل از كارخانه‌ها و نيروگاه‌ها پس از تركيب با هواي سرد و هم‌دما شدن با محيط و سپس برخورد با لايه‌هاي گرم فوقاني، در سطح زمين به صورت افقي پخش و موجب آلودگي ‌شوند.

فصول سرد

شدت و مدت گرماي حاصل از خورشيد در فصول گرم باعث شكستن مرز فوقاني وارونگي مي‌شود اما در ماه‌هاي سرد به خصوص آذر و دي به دليل كاهش شدت نور آفتاب و كاهش دما و جريان باد، وارونگي با شدت بيشتري رخ مي‌دهد. همچنين رطوبت نسبي هوا در فصل پاييز و زمستان بيشتر است و بخار آب با گازهاي حاصل از صنعت و خودروها تركيب و منجر به پديده مه-دود مي‌شود.


عوامل طبيعي

به جز آلودگي‌هايي كه توسط انسان ايجاد مي‌شوند، عوامل طبيعي مانند طوفان و گرد و غبار، دود و خاكستر آتش‌سوزي‌هاي جنگلي، فعاليت‌هاي آتشفشاني، شهاب‌سنگ‌ها، املاح موجود در جو و ساير موارد مشابه نيز موجب كاهش كيفيت هوا مي‌شوند.

زمان‌ها و فصل‌هايي كه آلودگي هواي تهران به اوج خود مي‌رسد

با وجود اين‌كه آلودگي هوا به يك پديده غالب در شهر تهران تبديل شده اما در بعضي فصول و ساعات، ميزان آن افزايش مي‌يابد، به طوري كه غلظت UFP (آلاينده نانوذره) در زمستان به ۵/۲ برابر فصل بهار مي‌رسد. همينطور مجموع ساعات آلوده در پايتخت معمولا بين ۷ الي ۲۰ شب است كه در اواخر نيمه دوم سال دو ساعت بيشتر از اوايل نيمه اول سال است.

ساعت ۷ و ۱۸ نيز به دليل پيك ترافيك صبحگاهي و عصر، اوج آلودگي هواست. اما بين ساعت ۲ تا ۵ بامداد، غلظت آلاينده‌ها به حداقل مي‌رسد و بهترين زمان براي فعاليت و ورزش در هواي آزاد است.

مناطق آلوده در استان تهران

بر اساس جدول شاخص كيفيت هوا (AQI) از عدد ۰ تا ۵۰ هواي پاك، ۵۱ تا ۱۰۰ قابل قبول، ۱۰۱ تا ۱۵۰ ناسالم براي گروه‌هاي حساس، ۱۵۱ تا ۲۰۰ ناسالم براي تمام افراد، ۲۰۱ تا ۳۰۰ بسيار ناسالم و از ۳۰۱ تا ۵۰۰ شرايط كيفي هوا بسيار خطرناك و نامطلوب است.

 

طبق تحقيقات انجام شده، ۵ ايستگاه مسعوديه، شهرداري منطقه ۴، شهرداري منطقه ۱۰، ستاد بحران منطقه ۷ و اقدسيه به ترتيب، آلوده‌ترين مناطق در تهران بودند كه علت آن عدم وجود فضاي سبز كافي و شلوغ بودن و رفت وآمد زياد گزارش شده است.


در مقابل، ۵ ايستگاه دروس، گلبرگ، شهر ري، فتح و شهرداري منطقه ۷ به دليل فضاي سبز زياد و استفاده از وسايل نقليه جديد با آلايندگي كمتر و همينطور مصرف سوخت‌هاي هيبريدي، پاك‌ترين ايستگاه‌ها بودند.

راهكارهاي پيشگيري از آلودگي هوا

آمارها نشان مي‌دهد كه با افزايش آلاينده‌هاي دي‌اكسيد گوگرد، منواكسيد كربن، اكسيدهاي ازت، مواد راديواكتيو و ذرات معلق در هوا، تعداد بيماران مشكلات تنفسي تا ۶۰ درصد زياد مي‌شود و سالانه ۵۰۰۰ مرگ زودرس در اثر آلودگي هواي تهران رخ مي‌دهد.

 

بنابراين بهتر است مردم و مسئولين راهكارهاي پيشگيري از آلودگي هواي تهران يا هر شهر آلوده ديگر را كه در ادامه بيان مي‌كنيم، جدي بگيرند.

  • استفاده از وسايل نقليه عمومي به جاي وسايل نقليه شخصي

  • درخت‌كاري و ايجاد فضاي سبز در معابر شهري به خصوص مناطق پرتردد

  • استفاده از ماشين‌هاي برقي، دوگانه سوز، كم مصرف و يا سوخت‌هاي هيبريدي

  • انتقال كارخانجات به نواحي خارج از شهر

  • تعيين طرح ترافيك و جلوگيري از تردد خودروها و موتورسيكلت‌هاي دودزا و فاقد معاينه فني

  • جايگزين كردن سوخت‌هاي طبيعي به‌ جاي سوخت‌هاي فسيلي

  • استانداردسازي توليد خودروهاي داخلي در مصرف سوخت

  • بهبود كيفيت سوخت

جمع‌بندي

با افزايش نيروگاه‌ها، پالايشگاه‌ها و كارخانجات در شهرهاي صنعتي و تمايل به رفت و آمد با وسايل نقليه شخصي، آلودگي هوا در چند سال اخير بسيار شدت يافته و جان بسياري از هموطنانمان را به خطر انداخته است. پس به كارگيري و عملياتي كردن راهكارهايي كه جهت پيشگيري از آلودگي هواي تهران و ساير شهرهاي بزرگ كه گفته شد، بسيار حائز اهميت است. همچنين استفاده از ماسك و مصرف لبنيات و مواد غذايي حاوي ويتامين سي، بي و امگا۳ به تقويت بدن در مقابله با آلودگي هوا كمك مي‌كند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ خرداد ۱۴۰۱ساعت: ۰۴:۳۴:۴۱ توسط:علي موضوع:

راهنماي BRT تهران


بي آر تي يكي از وسايل حمل‌ونقل عمومي و پر مسافر تهران به شمار مي‌رود كه به‌دليل ارزاني و سرعت زياد، بسيار مورد استقبال مردم است.

سامانه اتوبوس‌هاي تندرو يا همان بي آر تي يكي از وسايل حمل‌و‌نقل عمومي و پرطرفدار در بسياري كشورها است. اين سامانه در دهه ۸۰ براي اولين بار در كشور و در شهر تهران راه‌اندازي شد و از همان ابتدا به‌دليل سريع و ارزان بودن، بسيار مورد توجه قرار گرفت.

خط پايانه آزادي به پايانه تهرانپارس، اولين خط سامانه تندرو پايتخت محسوب مي‌شود كه در سال ۱۳۸۶ احداث شد. ساير خطوط نيز به‌تدريج تكميل و به سيستم حمل‌و‌نقل افزوده شدند. در حال حاضر، خطوط تندرو تهران به ۱۰ خط مي‌رسند و تمامي مناطق ۲۲ گانه تهران را پوشش مي‌دهند. سامانه اتوبوس‌هاي تندرو به‌صورت شبانه‌روزي فعال است و مسافران زيادي را در نقاط مختلف پايتخت جابه‌جا مي‌كند.

در اين مطلب، راهنماي بي آر تي تهران گردآوري شده است و به معرفي سامانه بي آر تي، خطوط تندرو تهران و ايستگاه‌هاي هر يك از اين خطوط ۱۰ گانه مي‌پردازيم. در اين اتوبوس‌گردي همراه كجارو باشيد.

هرآنچه بايد درباره بي آر تي تهران بدانيد:

  • خطوط بي آر تي تهران
  • نقشه بي آر تي تهران
  • ايستگاه هاي خطوط بي آر تي تهران
  • ساعت كار خطوط بي آر تي تهران
  • قيمت بليط خطوط بي آر تي تهران در سال ۱۴۰۱
  • شارژ كارت بليط بي آر تي
  • شماره پيامك خطوط اتوبوسراني تهران
  • بي آر تي چيست؟
  • جدول اطلاعات خطوط بي آر تي تهران

خطوط بي آر تي تهران

خط يك بي آر تي تهران

 

خط پايانه آزادي به پايانه تهرانپارس، اولين خط BRT تهران است

خط يك بي آر تي، اولين خط سامانه اتوبوسراني تندور پايتخت به شمار مي‌رود كه از سال ۱۳۸۶ شروع به كار كرد. اين خط يكي از شلوغ‌ترين و بزرگ‌ترين خطوط اتوبوسراني تهران به حساب مي‌آيد. خط يك از پايانه آزادي شروع و به چهارراه تهرانپارس ختم مي‌شود و غرب تهران را به شرق و بالعكس وصل مي‌كند. خط يك بي آر تي ۳۰ ايستگاه دارد و طول آن و ۱۸٫۵ كيلومتر است.

ميدان آزادي، استاد معين، دانشگاه صنعتي شريف، بهبودي، نواب غربي، نواب شرقي (بعد از خيابان شهيد نواب به‌سمت انقلاب)، دكتر قريب، ميدان انقلاب، دانشگاه تهران، چهارراه وليعصر، چهارراه وليعصر شرقي (بعد از خيابان وليعصر به‌سمت امام حسين)، فردوس غربي، فردوسي شرقي، دروازه دولت، دكتر شريعتي (پيچ شميران)، پل چوبي، ميدان امام حسين (ع)، منتظري، بوعلي، فتحنايي، فرودگاه، سبلان، وحيديه، پل نيروي هوايي، آيت غربي، آيت شرقي، ابوريحان، خاقاني، داريوش و چهارراه تهرانپارس ايستگاه‌هاي خط يك بي آر تي تهران هستند.

خط شماره يك بي آر تي تهران چهار ايستگاه تقاطعي دارد. ايستگاه پايانه آزادي به خط ۱۰ و دو، توحيد به خط چهار، چهارراه وليعصر به خط هفت و آيت به خط سه وصل مي‌شوند.

خط ۲ بي آر تي تهران

 

خط ۲ بي آر تي تهران از پايانه آزادي آغاز و به پايانه خاوران منتهي مي‌شود و طول مسير آن ۱۸٫۷ كيلومتر است. اين خط غرب پايتخت را به جنوب شرق آن وصل مي‌كند و ۲۷ ايستگاه دارد. خط دو خطوط تندرو تهران از سال ۸۷ شروع به كار و مسافرگيري شهروندان كرد.

ميدان آزادي، هاشمي، شهيد بختياري، ميدان شمشيري، سه راه آذري، فرهنگسراي قرآن، دوراهي قپان، امامزاده معصوم، كشاورز، عباسي، ميدان رازي، وليعصر غربي، وليعصر شرقي، وحدت اسلامي، خيام، سعادت، چهارراه مولوي، ميدان قيام، مشهدي رحيم زيبا، ميدان خراسان، مخبر، امير سليماني، نفيس، باسكول، اتابك، پمپ بنزين و فرهنگسراي خاوران ايستگاه‌هاي اين خط هستند.

خط شماره ۲ بي آر تي تهران در ايستگاه هلال احمر با خط چهار، در ايستگاه وليعصر با خط هفت و در ايستگاه نفس با خط ۹ متصل مي‌شوند.

خط ۳ بي آر تي تهران

 

خط ۳ بي آر تي تهران در سال ۱۳۸۷ راه‌اندازي شد. اين خط با ۱۴٫۵ كيلومتر طول از جنوب شرق به شرق امتداد دارد و از اتوبان افسريه عبور مي‌كند. خط ۳ بي آر تي يكي از خطوط پرتردد محسوب مي‌شود كه از پايانه خاوران آغاز و به پايانه علم و صنعت در دو مسير رفت و برگشت ختم مي‌شود. اين خط به ايستگاه آيت در خط يك متصل مي‌شود.

۲۰ ايستگاه‌ها خط شماره ۳ بي آر تي تهران از جنوب شرق به شرق در مسير رفت و برگشت شامل پايانه خاوران، بسيج، رحماني، وليعصر، آشوري، ۲۰ متري افسريه، رحيمي، محلاتي، قصر فيروزه، ائمه اطهار، پيروزي، نيروي هوايي، امامت، آيت جنوبي، آيت شمالي، تلفنخانه جنوبي، تلفخانه شمالي، نبوت، سرسبز و پايانه علم و صنعت است.

خط ۴ بي آر تي تهران

 

خط چهار اتوبوس‌هاي تندرو به طول ۲۲٫۵ كيلومتر شمال و جنوب تهران را به وصل مي‌كند و از پايانه افشار تا پايانه جنوب امتداد دارد. اين خط در دو فاز به بهره‌برداري رسيد. فاز اول آن از پايانه افشار تا ميدان جمهوري و فاز دوم از جمهوري تا پايانه جنوب در سال ۱۳۹۰ افتتاح شد.

خط چهار خطوط تندور تهران در ايستگاه نواب با خط يك و در ايستگاه هلال احمر با خط چهار مشترك است. بيشتر مسير اين خط در بزرگراه شهيد چمران و به‌صورت خط ويژه اتوبوس‌هاي تندرو طي مي‌شود.

پايانه شهيد افشار، تابناك (پمپ بنزين)، نمايشگاه بين‌المللي، آتي ساز، پل مديريت، ملاصدرا، كوي نصر، باقرخان، توحيد، آزادي شمالي، آزادي جنوبي، ميدان جمهوري، اروميه آذربايجان، امام خميني، كميل، شهيد صفدري، هلال احمر، رباط كريم، پل جواديه، قاليشويي، شهيد رجايي، ميدان بهمن، شهيد امامي، شهيد رجايي، روغن نباتي و پايانه جنوب ۲۸ ايستگاه اين خط هستند.

خط ۵ بي آر تي تهران

خط ۵ بي آر تي تهران از سال ۱۳۹۱ شروع به كار كرد و با ۹٫۵ كيلومتر يكي از كوتاه‌ترين خطوط سامانه اتوبوس‌هاي تندور به شمار مي‌آيد. اين خط با خط ۹ در ايستگاه كرمان هم‌پوشاني دارد.

خط ۵ بي آر تي از شرق پايتخت و از پايانه علم و صنعت به پايانه بيهقي و بالعكس مي‌رود و بيشتر مسير آن از در بزرگراه رسالت مي‌گذرد. از ايستگاه‌هاي مهم اين مصلي امام خميني (ره) و نمايشگاه بين‌المللي تهران است.

۱۰ ايستگاه‌هاي خط شماره پنج اتوبوس‌هاي تندرو شامل پايانه علم و صنعت، آيت، رسالت، كرمان، اثني عشر، استاد حسن بنا، سيد خندان، بهشت مادران، مصلي و پايانه بيهقي هستند.

خط ۶ بي آر تي تهران

 

خط ۶ بي آر تي يكي ديگر از خطوط شبكه اتوبوسراني تهران به شمار مي‌رود. اين خط از پايانه لاله شروع مي‌شود و در شمال غرب در پايانه افشار پايان مي‌رسد. خط ۶ خطوط تندرو ۱۴٫۵ كيلومتر طول دارد و در سال ۱۳۹۳ به بهره‌برداري رسيده است.

خط ۶ سامانه اتوبوس تندرو در مسير رفت پايانه لاله، كوي ياس، كوثر، دانشگاه اهل بيت، سازمان جنگل‌ها، ايران خودرو، شهرك شهيد محلاتي، دانشگاه پيام نور، ازگل، اراج، شهرك شهيد رجايي، نوبنياد، اختياريه (شمالي)، ديباجي، قيطريه، بهار، دستور، الهيه و پايانه شهيد افشار را پوشش مي‌دهد.

مسير برگشت خط ۶ ايستگاه‌هاي پايانه شهيد افشار، ابتداي بلوار آفريقا، دستور، بهار، قيطريه، ديباجي، اختياريه (شمالي)، نوبنياد، شهرك شهيد رجايي، گلچين (ابتداي ازگل)، دانشگاه پيام نور، ميني سيتي، شهرك شهيد محلاتي، شهرك ابوذر، كوثر، مركز آموزش و الكترونيك، پايانه لاله را شامل مي‌شود.

خط ۷ بي آر تي تهران

خط هفت، طولاني ترين خط سامانه بي آر تي تهران است

خط ۷ بي آر تي تهران يكي از طولاني‌ترين خطوط سامانه اتوبوس‌هاي تندور و پرمسافرترين خط اتوبوسراني پايتخت محسوب مي‌شود. اين خط در سال ۱۳۸۹ و در سه فاز شروع به كار كرد و شمالي‌ترين نقطه تهران يعني تجريش را به جنوبي‌ترين آن يعني ميدان راه‌آهن وصل مي‌كند.

خط هفت اتوبوس‌هاي تندرو ۱۷٫۵ كيلومتر طول دارد و تمام خيابان وليعصر (عج)، طولاني‌ترين خيابان‌هاي خاورميانه را طي مي‌كند. اين خط در ايستگاه‌هاي شهيد افشار، چهارراه وليعصر و وليعصر با خط‌هاي چهار، يك و دو مي‌رسد و ايستگاه تقاطعي دارد. ايستگاه پايانه تجريش خط هفت در كنار خط يك متروي تهران و چهارراه وليعصر در كنار خط سه متروي تهران قرار دارند.

پايانه تجريش، كاظمي، باغ فردوس، پسيان، همايوني، محموديه، پارك وي، امانيه، خبرنگاران، پارك ملت، نيايش، ظفر، ميرداماد، ميدان ونك شمالي، ميدان ونك جنوبي، همت، توانير، سي و دوم، آبشار، پله سوم، پله اول، بهشتي، مطهري، قدس، ميدان وليعصر شمالي، ميدان وليعصر جنوبي، دمشق، طالقاني، انقلاب اسلامي شمالي، چهارراه وليعصر شرقي، انقلاب اسلامي جنوبي، جمهوري، جامي، امام خميني، ميدان منيريه، فرهنگ، پل امير بهادر، مدرس، مولوي شمالي، مولوي جنوبي، دلبخواه، ميدان راه‌آهن، شوش غربي، پايانه معين ۴۴ ايستگاه اين خط به حساب مي‌آيند.

خط ۸ بي آر تي تهران

 

خط ۸ اتوبوس‌هاي تندرو دو نقطه از جنوب پايتخت را بهم وصل مي‌كند و از سال ۱۳۹۲ شروع به كار كرده است. اين خط را با طول هفت كيلومتر مي‌توان كوتاه‌ترين خط سامانه تندرو دانست. خط هشت از پايانه جنوب كه يكي از پايانه‌هاي پرتردد برون شهري شروع مي‌شود و به پايانه خاوران در جنوب شرق مي‌رود. دو شهرك شاهد و شهيد بروجردي از ايستگاه‌هاي مهم اين خط محسوب مي‌شوند.

خط ۸ بي آر تي در ايستگاه پايانه جنوب به خط يك متروي تهران و خط چهار اتوبوس‌هاي تندرو و در پايانه خاوران به خط ۹ اتوبوس‌هاي تندرو در ايستگاه شهيد بروجردي وصل مي‌شود. اين خط ۶ ايستگاه پايانه جنوب، پارك بعثت، هفده شهريور، شهرك شاهد، شهيد بروجردي و پايانه خاوران دارد.

خط ۹ بي آر تي تهران

 

خط ۹ با ۳۳ كيلومتر، بلندترين خط اتوبوسراني عادي و تندروي شهر تهران و از پرايستگاه‌ترين آن‌ها است. اين خط اتوبان امام علي (ع) را پوشش مي‌دهد و از مناطق يك، چهار، هفت‌، هشت، ۱۳، ۱۴، ۱۵ و ۲۰ شهرداري تهران عبور مي‌كند. خط ۹ سامانه تندرو شمال شرق پايتخت را به جنوب و برعكس وصل مي‌كند و از ورودي شهرك لاله تا حرم عبدالعظيم حسني امتداد دارد.

خط ۹ بي آر تي تهران در خط پنج، يك، دو و هشت به‌ترتيب در ايستگاه‌هاي كرمان، فتحنايي، نفس و شهرك بروجردي مشترك است. اين خط همچنين با خط سه مترو در ايستگاه‌ پيروزي، خط چهار در ايستگاه سبلان و ايستگاه شهرري در خط يك متروي تهران همپوشاني دارد.

پايانه لاله، كوثر شمالي، كوثر جنوبي، قائم جنوبي، قايم شمالي، شهرك شهيد محلاتي شمالي، شهرك محلاتي جنوبي، پيام نور، اوشان، ميدان اراج، گلشن شرقي، گلشن غربي، لويزان شرقي، لويزان غربي، شيان شرقي، شيان غربي، مبارك آباد شرقي، مبارك آباد غربي، شمس آباد شرقي، شمس آباد غربي، فرجام شرقي، فرجام غربي، حيدري، سبلان، اكبرنژاد، مدني، دماوند، پيروزي، نيكنام، پاسدار گمنام شمالي، پاسدار گمنام جنوبي، محلاتي شمالي، محلاتي جنوبي، دولاب، خاوران، ابراهيمي، رضايي، بروجردي، توسكا، معدن شرقي، معدن غربي، نواب جنوبي، نواب شمالي، غيوري، ديلمان، گذرنامه، ميدان نماز و پايانه جوانمرد قصاب ايستگاه‌هاي خط ۹ بي آر تي تهران از شمال به جنوب و بالعكس هستند.

خط ۱۰ بي آر تي تهران

 

اگر مي‌خواهيد از شمال غرب تهران به غرب آن برويد، مي‌توانيد از خط ۱۰ بي آر تي استفاده كنيد. اين خط در دو فاز و در سال‌هاي ۹۰ و ۹۵ به بهره‌برداري رسيد. خط ۱۰ از ميدان آزادي شروع مي‌شود، از دو بزرگراه محوري محمد علي جناح و شهيد اشرفي اصفهاني و بعد از آن از ميدان دوم صادقيه، پونك و چهار ديواري عبور مي‌كند. علاوه بر آن از مراكز خريد تيراژه و بوستان نيز رد مي‌شود. آخرين ايستگاه نيز واحد علوم تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي است.

خط ۱۰ بي آر تي ۲۹ ايستگاه اتوبوس و ۲۳٫۵ كيلومتر طول دارد. فاصله متوسط بين اين ايستگاه‌هاي ۶۸۵ متر است. دانشگاه آزاد، مخابرات، الوند، اشرفي اصفهاني، طالقاني، شهيد آبشناسان، پونك شمالي، پونك جنوبي، شهيد مخبري، تيراژه، باغ فيض، مرزداران، مسجد جامع، سازمان آب، ميدان صادقيه، مترو صادقيه، محمد علي جناح، مترو ميدان آزادي، آزادي جنوب، درمانگاه مشيري، بلوار معلم، آموزش‌وپرورش، شهرداري منطقه ۱۸، شهيد پژواند، شهيد سروري، شرقي، شهيد سروري غربي، مترو نعمت آباد، مترو آزادگان، پايانه آزاداگان ايستگاه‌هاي اين خط از شمال غرب به غرب و بالعكس به شمار مي‌آيند.


ايستگاه هاي خطوط بي آر تي تهران

 

ايستگاه‌هاي بي آر تي تهران بين ۳۶ تا ۴۴ متر طول و ورودي‌هايي براي ورود و خروج از اتوبوس دارند. كف اين ايستگاه‌ها قبلا با عايق نرم پوشيده شده بود. ديواره‌هاي ايستگاه‌ها با شيشه‌هاي كلفت آبي رنگ و استحكامات فلزي پوشانده شده ‌است. اين ايستگاه‌ها مجهز به رمپ و جايگاه ويژه معلولان هستند.

برخي از ايستگاه مجهز به نمايشگر ال‌سي‌دي براي تبليغات شهري و اعلام زمان ورود اتوبوس‌ها هستند. بلندگوهايي براي اطلاع‌رساني و هشدار به مسافران تعبيه شده ‌است. افرادي در ايستگاه‌هاي بي آر تي و در جلوي درب ورودي براي دريافت بليط حضور دارند. دستگاه‌هايي نيز براي خواندن بليط‌هاي اعتباري مترو تعبيه شده است.

ساعت كار خطوط بي آر تي تهران

خطوط بي آر تي به غير از خط ۶ به‌صورت شبانه‌روزي فعاليت مي‌كنند. در ايام نوروز نيز اين سامانه ۲۴ ساعته آماده خدمت‌رساني به شهروندان تهراني است.

قيمت بليط خطوط بي آر تي تهران در سال ۱۴۰۱

در سال ۱۴۰۱ نرخ متوسط قيمت بليط خطوط بي آر تي تهران ۱,۷۵۰ تومان و براي خطوط فيدر اتوبوسراني متوسط ۲,۲۵۰ تومان است. خطوط فيدر خطوط تقويت‌ كننده و مسيرهاي كوتاهي هستند كه مسافران را از مقصدي به خطوط بي آر تي مي‌رسانند و معمولا در محل‌هايي احداث مي‌شوند كه ميزان جابجايي مسافر زياد است.

شارژ كارت بليط بي آر تي

 

بليط بي آر تي به‌صورت اعتباري ارائه مي‌شود و با بليط مترو تهران مشترك است. براي تهيه اين بليط مي‌توانيد به باجه‌هاي فروش بليط در ايستگاه‌هاي مترو مراجعه و بليط الكترونيكي و اعتباري را خريداري كنيد.

شارژ بليط بي آر تي بسيار راحت است. كافي است به باجه‌هاي مربوطه در مترو مراجعه كنيد. از آن جايي كه اغلب اين باجه‌ها بسيار شلوغ هستند، پيشنهاد مي‌دهيم با استفاده از دستگاه‌هايي كه در متروها تعبيه شده است و با استفاده از كارت اعتباري بانكي بليط خود را شارژ كنيد. در ورودي ايستگاه‌هاي بي آر تي نيز دستگاه‌هايي براي شارژ كردن بليط وجود دارند.

شارژ كردن به‌صورت آنلاين و غير حضوري يكي ديگر از روش‌هايي است كه مي‌توانيد اعتبار كارت بليط بي آر تي را افزايش دهيد و در وقت خود صرفه‌جويي كنيد. براي اينكار لازم است اپليكيشن‌هايي موجود مانند اپليكيشن تهران من، ايزي پي و شاپ را را دانلود و در تلفن همراهتان نصب كنيد.

بي آر تي (‌BRT) چيست؟

بي آر تي نخستين سامانه اتوبوس تندرو در كشور محسوب مي‌شود و مخفف عبارت Bus Rapid Transit است كه به‌صورت BRT نيز نوشته مي‌شود. اين سامانه براي اولين بار در شهرهاي آمريكاي لاتين و در شهرهايي كوريتيبا، سائوپائولو و پورتو آلگره برزيل و بوگوتا در كلمبيا راه‌اندازي شد. موفقيت بي آر تي در اين مناطق و به‌ويژه بوگوتا ديگر شهرهاي جهان را تشويق كرد تا از اين خطوط در سيستم حمل و نقل درون‌شهري استفاده كنند.

اولين سامانه اتوبوس‌هاي تندرو در شهر تهران راه‌اندازي شد

تاريخچه سامانه اتوبوس‌هاي تندرو در ايران به دهه ۸۰ برمي‌گردد. در ارديبهشت‌ماه سال۱۳۸۶ براي اولين بار در پايتخت و توسط شهرداري تهران شروع به كار كرد. خط پايانه آزادي به پايانه تهرانپارس كه غرب و شرق پايتخت را به هم وصل مي‌كند، اولين خط بي آر تي تهران محسوب مي‌شود. ساير خطوط نيز سپس به‌تدريج راه‌اندازي و خطوط تندرو اضافه شدند.

بي آر تي به‌دليل ارزان بودن و سرعت قابل قبولي كه دارد به سرعت مورد استقبال قرار گرفت. با صرف هزينه بسيار كم در مقايسه با ساير وسايل نقليه عمومي، شهروندان مي‌توانستند مسير طولاني را طي مي‌كردند. اختصاص يافتن خطوط ويژه نيز بر سرعت بي آر تي افزود و ديگر مسافران كمتر در ترافيك‌هاي سنگين و پشت چراغ منتظر مي‌شدند. اكنون نيز با وجود آن‌ كه اتوبوس‌هاي تندرو به‌شدت شلوغ هستند و اغلب تأخير بسياري دارند؛ اما همچنان از پر مسافرترين وسايل نقليه محسوب مي‌شوند.

تاكنون ۱۰ خط بي‌آر‌تي در پايتخت به بهره‌برداري رسيده است و نقاط مختلف شهر را به هم وصل مي‌كنند. تعداد خطوط اتوبوس تندرو ۵,۱۱۵ است كه وظيفه جابه‌جايي مسافران را به‌صورت شبانه‌روزي بر عهده دارند. در حال حاضر بيش از ۱۱۰۰ دستگاه اتوبوس دوكابينه در سامانه اتوبوس‌هاي پر سرعت فعاليت مي‌كنند. اين اتوبوس‌هاي مجهز به سيستم هوشمند اعلام ايستگاه و سيستم موقعيت‌ياب هستند.

علاوه بر تهران در ساير شهرهاي كشور نيز سامانه ترابري تندور راه‌اندازي شده است. شهر تبريز دومين شهري محسوب مي‌شود كه در سال ۱۳۸۷ خطوط تندرو به سيستم حمل و نقل درون شهري آن اضافه شد. علاوه بر اين، در ساير شهرها چون تبريز، اصفهان، شيراز، مشهد و قم خطوط تندرو فعال هستند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۱ساعت: ۰۳:۱۴:۵۰ توسط:علي موضوع:

همه چيز درباره مترو تهران

يكي از پركاربردترين وسايل نقليه در شهر تهران، متروي آن است. روزانه افراد زيادي از اين وسيله براي رفت و برگشت‌هاي روزانه‌شان استفاده مي‌كنند و خيلي از ما ساعت‌هاي زيادي از زندگي روزمره‌مان را در مترو مي‌گذرانيم. اين نوشته را به معرفي كامل متروي تهران اختصاص داده‌ايم.

اولين نقشه خطوط مترو تهران در سال ۱۳۵۰ طراحي شد. در سال‌هاي مختلف ساخت مترو فراز و نشيب زيادي داشته است. ساعت كار مترو تهران از ساعت ۵:۳۰ صبح آغاز مي‌شود و آخرين قطار ساعت ۲۲:۳۰ حركت مي‌كند. خطوط مترو تهران متشكل از ۷ خط اصلي است. مسير مترو تهران بيشتر در زيرزمين قرار دارد.

در متن عناوين زير به طور كامل بررسي شده است:

  • تاريخچه خطوط مترو در ايران
  • معرفي خطوط ۷ گانه مترو تهران
  • توضيح در مورد ايستگاه‌هاي هر ۷ خط
  • بررسي ساعت كار مترو تهران
  • نقشه جديد مترو تهران
  • بررسي مسير مترو تهران

تاريخچه خطوط مترو تهران

در زمان قديم يكي از وسايل حمل و نقل عمومي براي تردد درون شهري تراموا بود. بعد از آخرين سفر ناصرالدين شاه قاجار به كشورهاي اروپايي، او تصميم گرفت كه اين وسيله را درون شهر تهران قرار دهد. او با يك شركت بلژيكي قراردادي براي ساخت واگن اسبي در تهران بست و آن شركت نيز در اندك زماني با انتقال ريل‌ها و واگن‌هاي آن به ايران اولين وسائل نقليه ريلي شهري را به تهران آوردند.

همانگونه كه در ابتداي متن به آن اشاره شد جرقه برنامه‌ريزي و بنيان‌گذاري مترو فعلي تهران در سال ۱۳۵۰ آغاز شد. طي چند سال مطالعات لازم در تمامي ابعاد مخصوصا ترافيك و جابجايي افراد در دستور كار قرار گرفت.

در نهايت خطوط ۷ گانه مترو به تصويب رسيد. طي پژوهش‌ها و تحقيقات مفصلي كه براي حل مشكل ترافيك انجام شد، مترو يكي از بهترين گزينه‌ها معرفي شد.

حدود سال ۱۳۵۶ يك شركت فرانسوي در شمال شهر تهران عمليات اجرايي احداث خط ۱ مترو را آغاز كرد. اين ساخت‌وساز تا سال ۱۳۵۹ ادامه داشت و حدود ۲۳۰۰ متر تونل توسط اين شركت فرانسوي حفر شد. سازه ۳ ايستگاه از خط ۱ نيز اجرا شد اين ۳ ايستگاه حدفاصل بزرگراه شهيد حقاني و خيابان شهيد بهشتي بوده‌اند.

پس از آنكه در ابعاد مختلف ضرورت ساخت مترو در تهران توسط مسئولين گفته شد، در فروردين ۱۳۶۴ هيئت وزيران اجراي طرح مترو تهران را تصويب كرد و فعاليت‌ ساخت مترو مجددا در تهران آغاز شد.

برنامه اول مترو شامل ساخت خط ۱ (ميرداماد – حرم مطهر)، خط ۲ (دردشت – صادقيه) و مسير برون‌شهري خط ۵ (تهران – گلشهر) جمعاً به طول ۹۰كيلومتر با ۵۲ ايستگاه بود. فعاليت‌هاي اجرايي اين برنامه از سال ۱۳۶۶ آغاز شد

در شانزدهم اسفند ۱۳۷۷ اولين بار مترو شهر تهران در خط ۵ تهران – گلشهر افتتاح گرديد. در سال ۱۳۷۸ ايستگاه‌هاي صادقيه، طرشت، دانشگاه شريف، شادمان، شهيد نواب صفوي، ميدان حر، حسن‌آباد و امام خميني (ره) در خط ۲ افتتاح شد.

ساعت كار مترو تهران در ابتدا بسيار محدود بود ولي به مرور زمان و افزايش مسافرين هم تعداد قطارها بيشتر شد و هم ساعت كاري افزايش پيدا كرد.

 

خطوط مترو تهران

شركت راه‌آهن شهري تهران و حومه مسئول اصلي مترو در شهر تهران است. از ۷ خط اصلي ۵ خط درون شهري هستند. خطوط ۲ و ۳ و ۴ و ۶ و ۷ اين پنچ خط هستند. خط ۱ با توجه به اينكه بيشتر محدوده آن درون شهر قرار دارد اما انشعاباتي به خارج از محدوده تهران دارد. خط ۵ بيشتر طول مسير خود را خارج از محدوده شهر تهران طي مي‌كند. در ادامه به طور مفصل به خطوط مترو مي‌پردازيم.

خط ۱ مترو تهران با رنگ قرمز

اين خط  راستايي شمالي – جنوبي دارد و در سال ۱۳۸۰ افتتاح شده است. ايستگاه تجريش در شمال تهران و ايستگاه كهريزك در جنوب تهران ابتدا و انتهاي اين خط از مترو هستند. طول اين خط ۳۷.۵ كيليومتر است و تعداد ۲۹ ايستگاه در اين خط در حال خدمات‌رساني به مسافران براي حمل و نقل هستند.

خط ۱ در ايستگاه شهيد بهشتي با خط ۳، در ايستگاه شهداي هفت تير با خط ۶، در ايستگاه دروازه دولت با خط ۴، در ايستگاه امام خميني با خط ۲ و در ايستگاه ميدان محمديه با خط ۷ تقاطع دارد. در نقشه جديد مترو تهران تمام اين تقاطع‌ها مشخص است.

ايستگاه‌هاي اين خط به ترتيب از شمال به جنوب: تجريش، قيطريه، شهيد صدر، قلهك، دكتر شريعتي، ميرداماد، شهيد حقاني، شهيد همت، ايستگاه مترو مصلاي امام خميني، شهيد بهشتي، شهيد مفتح، شهداي هفت تير، طالقاني، دروازه دولت، سعدي، ايستگاه مترو امام خميني، پانزده خرداد، خيام، ميدان محمديه، شوش، پايانه جنوب، شهيد بخارايي، علي‌آباد، جوانمرد قصاب، شهرري، پالايشگاه، شاهد-باقرشهر، ايستگاه مترو حرم مطهر امام خميني، كهريزك است.

فاصله زماني قطارها در طول شبانه روز متفاوت است. معمولا در زمان شلوغي در اين خط، قطارها با فاصله ۴ دقيقه‌اي حركت مي‌كنند.

 

خط ۲ با رنگ سرمه‌اي

اين خط راستايي شرقي – غربي دارد و در سال ۱۳۷۸ افتتاح شده است. ايستگاه صادقيه در غرب تهران و ايستگاه فرهنگسرا در شرق تهران ابتدا و انتهاي اين خط از مترو هستند. طول اين خط ۲۴.۶ كيلومتر است و تعداد ۲۲ ايستگاه در اين خط در حال خدمات‌رساني به مسافران براي حمل و نقل هستند.

خط ۲ در ايستگاه امام حسين (ع) با خط ۶، در ايستگاه دروازه شميران با خط ۴، در ايستگاه شهيد نواب صفوي با خط ۷، در ايستگاه امام خميني با خط ۱و در ايستگاه شادمان با خط ۴ تقاطع دارد. در نقشه جديد مترو تهران تمام اين تقاطع‌ها مشخص است.

ايستگاه‌هاي اين خط به ترتيب از غرب به شرق: صادقيه، طرشت، دانشگاه شريف، شادمان، شهيد نواب صفوي، ميدان حر، دانشگاه امام علي (ع)، حسن‌آباد، امام خميني (ره)، ملت، بهارستان، دروازه شميران، امام حسين، مدني، سبلان، فدك، جانبازان، سرسبز، علم و صنعت، باقري، تهرانپارس، فرهنگسرا است.

فاصله زماني قطارها در طول شبانه روز متفاوت است. معمولا در زمان شلوغي در اين خط قطارها با فاصله ۴ دقيقه‌اي حركت مي‌كنند.

 

خط ۳ مترو تهران با رنگ آبي

اين خط  راستايي شمال شرقي – جنوب غربي دارد و بخش مياني آن در در سال ۱۳۹۱ افتتاح شده است. در سال ۱۳۹۳ بخش جنوبي آن و در سال ۹۴بخش شمالي اين خط افتتاح شده است. ايستگاه قائم در شمال شرق تهران و ايستگاه آزادگان در جنوب غرب تهران ابتدا و انتهاي اين خط از مترو هستند. طول اين خط ۳۳.۷ كيلومتر است و تعداد ۲۶ ايستگاه در اين خط در حال خدمات‌رساني به مسافران براي حمل و نقل هستند. البته ۲ ايستگاه از اين خط هنوز افتتاح نشده است.

خط ۳ در ايستگاه شهيد بهشتي با خط ۱، در ايستگاه ميدان وليعصر با خط ۶، در ايستگاه تئاتر شهر  با خط ۴، در ايستگاه مهديه با خط ۷ تقاطع دارد. در نقشه جديد مترو تهران تمام اين تقاطع‌ها مشخص است.

ايستگاه‌هاي اين خط به ترتيب از جنوب غرب به شمال شرق ايستگاه مترو آزادگان، ايستگاه مترو نعمت‌آباد، ايستگاه مترو عبدل‌آباد، ايستگاه مترو شهرك شريعتي، ايستگاه مترو زمزم، ايستگاه مترو جواديه، ايستگاه مترو راه‌آهن، ايستگاه مترو مهديه، ايستگاه مترو منيريه، ايستگاه مترو تئاتر شهر، ايستگاه مترو ميدان وليعصر، ايستگاه مترو ميدان جهاد، ايستگاه مترو ميرزاي شيرازي، ايستگاه مترو شهيد بهشتي، ايستگاه مترو سهروردي، ايستگاه مترو شهيد قدوسي، ايستگاه مترو شهيد صياد شيرازي، ايستگاه مترو خواجه عبدالله انصاري، ايستگاه مترو شهيد زين‌الدين ،ايستگاه مترو هروي، ايستگاه مترو حسين‌آباد، ايستگاه مترو نوبنياد، ايستگاه مترو اقدسيه (در حال ساخت)، ايستگاه مترو شهيد محلاتي، ايستگاه مترو قائم است.

ساعت كار مترو تهران در اين خط از ساعت ۵:۳۰ صبح آغاز مي‌شود. در دي ماه سال ۱۳۹۸ فاصله حركت بين قطارها هر ۷.۵ دقيقه يكبار است. در روزهاي تعطيل فاصله قطارها بين ۱۲ تا ۱۵ دقيقه است.

خط ۴ مترو تهران با رنگ زرد

اين خط از مسير مترو تهران راستايي شرقي – غربي دارد و در سال ۱۳۸۷ افتتاح شده است. ايستگاه مترو ارم سبز در غرب تهران و ايستگاه مترو شهيد كلاهدوز در شرق تهران ابتدا و انتهاي اين خط از مترو هستند. طول اين خط ۲۱ كيلومتر است و تعداد ۱۹ ايستگاه در اين خط در حال خدمات‌رساني به مسافران براي حمل و نقل هستند.

خط ۴ در ايستگاه ميدان شهدا با خط ۶، در ايستگاه دروازه شميران با خط ۲، در ايستگاه دروازه دولت با خط ۱، در ايستگاه تئاتر شهر با خط ۳ و در ايستگاه توحيد با خط ۷ و در ايستگاه شادمان مجددا با خط ۲ تقاطع دارد.

ايستگاه‌هاي اين خط به ترتيب از غرب به شرق ايستگاه مترو ارم سبز، ايستگاه مترو شهرك اكباتان، ايستگاه مترو بيمه، ايستگاه مترو ميدان آزادي، ايستگاه مترو استاد معين، ايستگاه مترو دكتر حبيب‌الله، ايستگاه مترو شادمان، ايستگاه مترو توحيد، ايستگاه مترو ميدان انقلاب اسلامي، ايستگاه مترو تئاتر شهر، ايستگاه مترو فردوسي، ايستگاه مترو دروازه دولت، ايستگاه مترو دروازه شميران، ايستگاه مترو ميدان شهدا، ايستگاه مترو ابن‌سينا، ايستگاه مترو پيروزي، ايستگاه مترو نبرد، ايستگاه مترو نيروهوايي، ايستگاه مترو شهيد كلاهدوز است.

ساعت كار مترو تهران در اين خط از ساعت ۵:۳۰ صبح آغاز مي‌شود. فاصله زماني قطارها در طول شبانه روز متفاوت است. معمولا در زمان شلوغي در اين خط قطارها با فاصله ۵ تا ۶ دقيقه حركت مي‌كنند.

 

خط ۵ با رنگ سبز

اين خط راستايي شرقي – غربي دارد كه تهران را به كرج و سپس هشتگرد متصل مي‌كند و در سال ۱۳۷۷ افتتاح شده است. ايستگاه مترو صادقيه در غرب تهران و ايستگاه مترو هشتگرد در شرق استان البرز ابتدا و انتهاي اين خط از مترو هستند. طول اين خط ۶۷.۳ كيلومتر است و تعداد ۱۲ ايستگاه در اين خط در حال خدمات‌رساني به مسافران براي حمل و نقل هستند.

خط ۵ مترو در ايستگاه صادقيه با خط ۲ و در ايستگاه ارم سبز با خط ۴ تقاطع دارد.

ايستگاه‌هاي اين خط به ترتيب از شرق به غرب ايستگاه مترو تهران (صادقيه)، ايستگاه مترو ارم سبز، ايستگاه مترو ورزشگاه آزادي، ايستگاه مترو چيتگر، ايستگاه مترو ايران خودرو، ايستگاه مترو وردآورد، ايستگاه مترو گرم دره، ايستگاه مترو اتمسفر، ايستگاه مترو كرج، ايستگاه مترو محمد شهر (ماهدشت)، ايستگاه مترو گلشهر، ايستگاه مترو هشتگرد است.

در حال حاضر سرويس‌دهي به مسافرين در اين خط با دو گونه قطار صورت مي‌گيرد. قطار تندرو كه در بعضي از ايستگاه‌ها توقف مي‌كند و قطار عادي كه در همه ايستگاه‌ها توقف دارد. هر ۱۰ دقيقه يكبار قطار‌ها به صورت يكي در ميان سفر خود را براي جابجايي مسافران شروع مي‌كنند.

 

خط ۶ مترو تهران با رنگ صورتي

اين خط از مسير مترو تهران راستايي جنوب شرقي – شمال غربي دارد و بخشي از آن در سال ۱۳۹۸ افتتاح شده است. ايستگاه مترو كوهسار در شمال غرب تهران و ايستگاه مترو حرم حضرت عبدالعظيم در جنوب شرق تهران ابتدا و انتهاي اين خط از مترو هستند. طول اين خط ۳۸ كيلومتر است و تعداد ۳۱ ايستگاه در اين خط به بهره‌برداري خواهد رسيد.

خط ۶ در ايستگاه شهداي هفده شهريور با خط ۷، در ايستگاه ميدان شهدا با خط ۴، در ايستگاه امام حسين با خط ۲، در ايستگاه شهداي هفت تير با خط ۱ و در ايستگاه ميدان وليعصر با خط ۳ و در ايستگاه دانشگاه تربيت مدرس مجددا با خط ۷ تقاطع دارد.

فاز نخست بهره‌برداري از اين خط با افتتاح سه ايستگاه دولت‌آباد، بعثت و ميدان شهدا در ۱۸ فروردين ۱۳۹۸ شروع شد و ايستگاه امام حسين در مهر ۹۸به اين سه ايستگاه اضافه شد.

 

خط ۷ مترو تهران با رنگ بنفش

اين خط از مسير مترو تهران راستايي جنوب شرقي – شمال غربي دارد و بخشي از آن در سال ۱۳۹۶ افتتاح شده است. ايستگاه مترو ميدان كتاب در شمال غرب تهران و ايستگاه مترو ورزشگاه تختي در جنوب شرق تهران ابتدا و انتهاي اين خط از مترو هستند. طول اين خط ۲۰.۳ كيلومتر است و تعداد ۲۲ايستگاه در اين خط به بهره‌برداري خواهد رسيد.

خط ۷ در ايستگاه شهداي هفده شهريور با خط ۶، در ايستگاه ميدان محمديه با خط ۱، در ايستگاه مهديه با خط ۳، در ايستگاه شهيد نواب صفوي با خط ۲، در ايستگاه توحيد با خط ۴ و در ايستگاه دانشگاه تربيت مدرس مجددا با خط ۶ تقاطع دارد.

ايستگاه‌هاي فعال اين خط در دي ماه ۱۳۹۸ به ترتيب از شمال غرب به شرق ميدان صنعت، دانشگاه تربيت مدرس، شهيد نواب صفوي، رودكي، كميل، بريانك، هلال احمر، مهديه، ميدان محمديه، مولوي، بسيج است.

ساعت كار مترو تهران در اين خط از ساعت ۵:۳۰ صبح آغاز مي‌شود. خدمات جابجايي مسافر در اين خط هر ۱۰ دقيقه يكبار است و ايستگاه‌هاي زيادي از اين خط در حال ساخت و تجهير است.

 

خط فرودگاه امام خميني (ره) (انشعاب خط ۱)

اين خط انشعابي برون شهري از خط ۱ است كه طولي حدود ۵۰ كيلومتري دارد. شروع آن از ايستگاه شاهد – باقرشهر و خاتمه آن ايستگاه شهر فرودگاهي امام خميني است. قرار است قرارهاي سريع‌السير فاصله تهران تا پرند را در ۳۴ دقيقه بپيمايد. سرعت قطارهاي اين خط ۱۲۰ كيلومتر در ساعت پيش‌بيني شده است.

خط فرودگاه مهرآباد (انشعاب خط ۴)

طول اين خط ۲ كيلومتر است كه از خط ۴ انشعاب مي‌گيرد. اين انشعاب شامل ايستگاه مترو بيمه (فرودگاه مهرآباد)، ايستگاه مترو پايانه ۱ و ۲ فرودگاه مهرآباد، ايستگاه مترو پايانه ۴ و ۶ فرودگاه مهرآباد است.

جمع بندي

  • پايتخت ايران ۷ خط مترو دارد كه از اين ۷ خط، ۵ خط درون شهري و ۲ خط برون شهري است.
  • خط ۵، شهر تهران را به شهر كرج و سپس هشتگرد وصل مي‌كند و خط ۱ كه بيشتر آن درون شهري است از ايستگاه شاهد – باقرشهر، تهران را به فرودگاه امام خميني و سپس شهر پرند وصل مي‌كند.
  • ساعت كار مترو از ساعت ۵:۳۰ آغاز مي‌شود و آخرين قطار از ساعت ۲۲:۳۰ ايستگاه مبدا را ترك مي‌كنند.
  • خط ۱ و ۲ و ۵ جزو اولين خط مترو به حساب مي‌آيند.
  • خط ۴ در با رنگ زرد در سال ۱۳۸۴ افتتاح شد. خط ۳ مترو نيز در سه فاز به ترتيب در سال‌هاي ۹۱ و ۹۳ و ۹۴ افتتاح شده است.
  • خط ۶ و ۷ مترو در حال ساخت است. البته چند ايستگاه از هر كدام از اين دو خط افتتاح شده و در حال خدمات رساني به مردم است.

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۱ساعت: ۰۳:۰۵:۵۴ توسط:علي موضوع:

خرید بک لینک behtarinbacklink.com - پسورد نود 32 - اوکلی لایسنس رایگان نود 32 -
سایت enfejar
بهترین سایت پیش بینی فوتبال
سایت betball90
انفجار آنلاین
جت بت ۹۰
betorward
وان ایکس بت
جت بت
betforward
river poker
emperor poker
بکس بت
بت تایم 90 وی آی پی
وان ایکس بت
همیار نود 32 - بهترین سئو